تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
بوس : استعداد قبول كيفيت كلام را گويند ، علمى و عملى و صورى و معنوى . فراق : غيبت را گويند ، از مقام وحدت . هجران : التفات به غير حق را گويند ، درونى و بيرونى . غم : بند اهتمام طلب معشوق را گويند . اندوه : حيرت را گويند ، در كارى كه ندانند . وجد و فقدان حسن : حالتى را گويند كه در دل پديد آيد و باعث طلب باشد ، باهتمام تمام و متاسف از مفارقت . كلبهء احزان : وقت حزن را گويند . غم‌گزار : مقام مستعدى را گويند . محنت : زحمت و المى را گويند ، كه از سبب معشوق بعاشق رسيده باشد ، اختيارى و غير اختيارى . ميدان : مقام شهرت را گويند . چوگان : تقدير جميع امور را گويند ، بطريق جبر و قهر . گوى : مجبورى و مقهورى را گويند ، بحسب حكم تقدير . تظلم : استعانت و استغاثه است ، به حضرت الهى ، از شيطان نفس ، يا از تقصير خود . ناله : مناجات را گويند . فرياد : ذكر بجبر را گويند . واله : علامت كمال عاشق را گويند ، كه زبان از آن قاصر باشد و به حقيقت ، نه از راه مجاز بود ، بلكه از غايت اضطرار باشد . فغان : ظاهر كردن احوال درون را گويند . رنج : وجود امرى را گويند ، كه بر خلاف ارادت دل بود . درد : حالتى را گويند كه از محبوب طارى شود و محب طاقت حمل آن ندارد .
كليات ( فارسى ) — صفحة 424 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى