نسيم : بادآور عنايت را گويند .
مطرب : آگاهكننده را گويند .
ترانه : آيين محبت را گويند .
نالهء زار : جستن محبت را گويند .
نالهء زير : عين محبت را گويند .
سماع : مجلس را گويند .
پاى كوفتن : توجه را گويند .
دست زدن : محافظت و مراقبت را گويند ، باقى سازها را ، از چنگ و رباب و غير آن بر آن قياس كن و دقيق نظر را رسد كه : هر يك على الانفراد بمعنى تاويل اين مقدار بر سبيل اختصار گفته ، بعضى بتاويل حاجت دارد و غير اينها بر ظاهر رانند ، بلكه معنى صحيح بيشتر بخواطر متعلق باشد ، تا از آنها چه حكم كنند .
چشم شهلا : ظاهر كردن احوال و كمالات و علو مرتبهء سالك بر سالك و غير او ، منبع شهرت ازين مقام خيزد و اين از مكر خالى كم باشد .
چشم ترك : ستر كردن احوال و كمالات سالك و علو مرتبهء او را گويند ، ازو و غير او و او را جز خداى تعالى نداند و اين كمال مستوريست .
چشم نرگس : سر احوال و كمالات و علو مرتبهء سالك را گويند ، چه از خود ، كه مردم دانند كه وليست و او خود نداند و چه خود ولايت داند و ليكن او را ندانند و اين دو قدم از يك جنسست .
روى : مرآت تجليات را گويند .
ماه روى : تجليات را گويند ، در ماده ، وقتى كه در خواب باشد ، يا در باخودى و عقل .
چهره : تجليات را گويند ، كه بر كيفيت آن مطلع شود و علم آن در باقى .
رخ : تجليات مخصوص را گويند .
كليات ( فارسى ) — صفحة 421
مساهمون: فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
ص٤٢١