تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
نسيم : بادآور عنايت را گويند . مطرب : آگاه‌كننده را گويند . ترانه : آيين محبت را گويند . نالهء زار : جستن محبت را گويند . نالهء زير : عين محبت را گويند . سماع : مجلس را گويند . پاى كوفتن : توجه را گويند . دست زدن : محافظت و مراقبت را گويند ، باقى سازها را ، از چنگ و رباب و غير آن بر آن قياس كن و دقيق نظر را رسد كه : هر يك على الانفراد بمعنى تاويل اين مقدار بر سبيل اختصار گفته ، بعضى بتاويل حاجت دارد و غير اين‌ها بر ظاهر رانند ، بلكه معنى صحيح بيشتر بخواطر متعلق باشد ، تا از آنها چه حكم كنند . چشم شهلا : ظاهر كردن احوال و كمالات و علو مرتبهء سالك بر سالك و غير او ، منبع شهرت ازين مقام خيزد و اين از مكر خالى كم باشد . چشم ترك : ستر كردن احوال و كمالات سالك و علو مرتبهء او را گويند ، ازو و غير او و او را جز خداى تعالى نداند و اين كمال مستوريست . چشم نرگس : سر احوال و كمالات و علو مرتبهء سالك را گويند ، چه از خود ، كه مردم دانند كه وليست و او خود نداند و چه خود ولايت داند و ليكن او را ندانند و اين دو قدم از يك جنسست . روى : مرآت تجليات را گويند . ماه روى : تجليات را گويند ، در ماده ، وقتى كه در خواب باشد ، يا در باخودى و عقل . چهره : تجليات را گويند ، كه بر كيفيت آن مطلع شود و علم آن در باقى . رخ : تجليات مخصوص را گويند .