بيابان : قاطع طريق را گويند .
طامات : معارف را گويند .
خرقه : صلاحيت را گويند و علامت صورت را نيز گويند .
سجاده : سد باطن را گويند ، يعنى هر چه روى دل در آن باشد .
فروختن : ترك تدبير و اجتهاد را گويند ، با خداى عزّ و جلّ .
وام : مقادير اختيارى را گويند .
گرو كردن : تسليم وجودست ، به حكم مقادير و ترك تدبير و اجتهاد به اختيار خود .
بدل كردن : عدول را گويند از چيزى به چيزى تحقيقى و غرضى از اغراض .
درباختن : محو كردن اعمال ماضيه را گويند از نظر .
ترك كردن : قطع امل را گويند از چيزى .
رفتن : عروج را گويند از عالم بشريت ، بعالم ارواح .
برخاستن : قصد و عزيمت را گويند .
نشستن : سكينه را گويند .
آمدن : رجعت را گويند بعالم بشريت ، از عالم ارواح تا عالم استغراق و سكر .
درون : عالم ملكوت را گويند .
عقل : آلت تميز را گويند ، ميان خير و شر .
فهم : آلت دريافتن را گويند .
بيرون : عالم ملكوت را گويند .
پاييز : مقام جمودت را گويند .
بهار : مقام علم را گويند .
تابستان : مقام معرفت را گويند .
زمستان : مقام كشف را گويند .
گلزار : گشادگى را گويند مطلقا ، پس بهر چه اضافت كنند به آن باز خوانند .
كليات ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
ص٤١٩