تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
بيابان : قاطع طريق را گويند . طامات : معارف را گويند . خرقه : صلاحيت را گويند و علامت صورت را نيز گويند . سجاده : سد باطن را گويند ، يعنى هر چه روى دل در آن باشد . فروختن : ترك تدبير و اجتهاد را گويند ، با خداى عزّ و جلّ . وام : مقادير اختيارى را گويند . گرو كردن : تسليم وجودست ، به حكم مقادير و ترك تدبير و اجتهاد به اختيار خود . بدل كردن : عدول را گويند از چيزى به چيزى تحقيقى و غرضى از اغراض . درباختن : محو كردن اعمال ماضيه را گويند از نظر . ترك كردن : قطع امل را گويند از چيزى . رفتن : عروج را گويند از عالم بشريت ، بعالم ارواح . برخاستن : قصد و عزيمت را گويند . نشستن : سكينه را گويند . آمدن : رجعت را گويند بعالم بشريت ، از عالم ارواح تا عالم استغراق و سكر . درون : عالم ملكوت را گويند . عقل : آلت تميز را گويند ، ميان خير و شر . فهم : آلت دريافتن را گويند . بيرون : عالم ملكوت را گويند . پاييز : مقام جمودت را گويند . بهار : مقام علم را گويند . تابستان : مقام معرفت را گويند . زمستان : مقام كشف را گويند . گلزار : گشادگى را گويند مطلقا ، پس بهر چه اضافت كنند به آن باز خوانند .