تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
مست خراب : استغراق را گويند ، بىهيچ آگاهى از هيچ وجه . نيم‌مستى : آگاهى استغراق را گويند و نظر داشتن بر استغراق خود . خرابات : خرابى را گويند . هشيارى : آفاتست از غلبهء عشق صفات درونى و برونى را و عبارت از صحو اولست . خمار : رجعت را گويند ، از مقام وصول بقهر ، نه بطريق انقطاع . رندى : قطع‌نظرست ، از انواع اعمال در طاعت . قلاشى : معاشرات و مباشرات اعمالست ، چنان كه اقتضاى احوالست . اوباشى : ترك ثوابست ، هم از كردن طاعت و هم از اجتناب معصيت ، در غلبهء محبت . لاابالى : باك نداشتنست ، از هر نوع كه پيش آيد و گويد و كند . شمع : نور اللّه را گويند . كباب : پرورش دلست در تجليات . صبوحى : محادثه را گويند . غبوقى : مشافهه را گويند شاهد : تجلى را گويند . نقل : كشف معانى را گويند و اسرار آن . شبانگه : ملك شدن احوال را گويند . روز : تتابع انوار را گويند . شب : عالم غيب را گويند و بر عالم جبروت نيز اطلاق كنند و اين عالم خطيست ممتد ميان وجود و عدم و بعضى گويند : ميان عالم خلق و امر و بعضى گويند : ميان عالم عبوديت و ربوبيت . شب قدر : بقاى سالك را گويند ، كه در عين استهلاك بود بوجود حق تعالى .
كليات ( فارسى ) — صفحة 417 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى