تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
ندارد و ليكن از روى معانى گاه خصوصيت گيرد و گاه نه : مجلس : آيات و اوقات حضور و فراقت را گويند ، به تمامى . عشرت : لذت انست ، با حق تعالى و سرور دل در آن . عيش : لذت انست با حق و شعور و آگاهى در آن لذت . شراب : غلبات عشق را گويند ، با وجود اعمال ، كه مستوجب ملامت باشد و آن اهل كمال را باشد ، كه اخص‌اند ، در نهايت نهايات سلوك . شراب خم : عيش ممزوج را گويند ، يعنى مقارن عبوديت . شراب پخته : عيش صرف را گويند ، مجرد از ماده . شرابخانه : عالم ملكوت را گويند . مى : غلبات عشق را گويند ، با وجود اعمال ، كه به سلامت باشد و اين اهل كمال را باشد ، كه خواص‌اند در توسط سلوك . ميخانه : عالم لاهوت را گويند . ميكده : قدم مناجات را گويند . خمخانه : مهبط غلبات عشق را گويند ، كه عالم قلبست . باده : عشق را گويند ، وقتى كه ضعيف باشد و اين عوام را نيز باشد ، در بدايت سلوك . ساقى : شرابدار را گويند . قدح : وقت را گويند . جام : احوال را گويند . صراحى : مقام را گويند . خم : موقف را گويند : جرعه : اسماى صفات را گويند و احوال را ، كه در سلوك سالك را پوشيده باشد . مستى : فرو گرفتن عشقست ، جميع صفات درونى و برونى را و آن عبارت از سكر اولست .