تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
تاب زلف : اسرار الهى را گويند . پيشانى : ظهور اسرار الهى را گويند . فرق : صفت حيات الهى را گويند . سر : صفت ارادت الهى را گويند . ابرو : اهمال كردن و سقوط سالك را گويند ، از درجات ، بواسطهء تقصيرى كه ازو در وجود آيد . كمان ابرو : عرض كردن سقوط سالكست ، از درجه و مقام ، بسبب تقصير و بازگشتن به مقصد او ، به حكم جذبه و عنايت ، بمقام و درجه‌اى كه بود . طاق ابرو : اهمال كردنست در سقوط سالك ، از درجه و مقام ، بسبب تقصير و گذاشتن سالك را در آن . مژه : اهمال كردن اعمالست مر سالك را ، به حكم حكمت الهى . تيرمژه : اهمال ناكردن سالكست ، سرا و جهرا . چشم : صفت بصر الهى را گويند . ديده : اطلاع الهى را گويند ، در جميع احوال ، از خير و شر . چشم مست : ستر كردن الهى را گويند ، بر تقصير سالك و غير او نيز ، چنان كه هيچ كس را بر آن اطلاع نباشد و آن معفو باشد . چشم خمار : ستر كردن تقصير سالك را گويند ، از سالك ، ليكن كشف آن بر ارباب كمال ، كه ازو اكمل و اعلى و اجل باشند ، گاه روشن به زبان ايشان باشد و گاه نه . چشم آهوانه : ستر كردن الهى را گويند ، تقصيرات سالك را ، بر غير سالك و ليكن آگاه كردن سالك را از آن تقصير ، كه كرده باشد و به حقيقت اين غايت عنايت باشد ، كه سالك از تقصير باز ايستاده باشد و تدارك تقصير كند .

مطلب دويم

اسامى كه ميان عاشق و معشوق مشتركست و وارد و در اطلاق اسمى خصوصيت
كليات ( فارسى ) — صفحة 415 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى