ظهور : انوار اوست از راه مشاهده و مجرد از ماده .
شنگى : احكام طوالع و لوامع انوارست ، از حضرت اللّه تعالى ، در ماده .
تشنگى : كثرت التفات را گويند .
شيوه : جماليات و جلاليات را گويند .
شمايل : اندك جذبهء الهى را گويند ، در هر حالتى كه ساكن باشد ، ليكن گاه باشد و گاه نه ، تا سالك مغرور مغلوب شود .
مكر : غرور دادن معشوقست عاشق را ، گاه بطريق لطف و گاه بطريق مخالفت و قهر .
فريب : استدراج الهى را گويند .
وفا : عنايت ازلى را گويند ، بىواسطهء عمل خير و اجتناب از شر .
جفا : پوشانيدن دل سالك را گويند ، از معارف و مشاهدات .
جور : بازداشتن سالك را گويند از عروج .
ناز : فريب دادن معشوقست عاشق را .
خشم : ظهور صفات قهر را گويند .
كين : تسلط صفات قهر را گويند .
جنك : امتحانات الهى را گويند ، بانواع بلاهاى ظاهر و باطن .
صلح : قبول اعمال و عبادات را گويند و وسايط قريب .
پرده : مانعى را گويند كه ميان عاشق و معشوق باشد و از لوازم طريق باشد ، از جهت معشوق .
حجاب : مانعى را گويند كه عاشق را از معشوق باز دارد ، به نوعى از انواع ، از جهت عاشق .
نقاب : مانعى را گويند كه عاشق را از معشوق باز دارد ، به حكم ارادت معشوق .
بام : محل تجليات را گويند .
خانه : خودى خود را گويند ، كه غيبت وجودست .
كليات ( فارسى ) — صفحة 412
مساهمون: فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
ص٤١٢