من اصطلاحات فخر الدين عراقى عليهالرحمه
شكر و سپاس موجودى را كه اعيان اشياء را بظهور نور خود بنواخت ، كه «
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» و علم عشق در كشور عاشقى و معشوقى برافراخت ، كه «
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
» و اثر غير از ملك هستى بپرداخت ، كه « لا إله مع اللّه » و صلوات غير متناهى بر حضرت افضل الرسل و اكمل السبل ، محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلم و اهل بيت و اصحاب او باد .
اما بعد : اين كلماتى چندست ، از مصطلحات مشهور ، كه در ميان طايفهء متصوفه ، ايدهم اللّه بتوفيقه ، در نثر و نظم وارد و واقعست و اين بر سه مطلب بنا افتاد :
مطلب اول
در كلماتى كه اكثر آن مخصوص به محبوبست و بعضى از آن متعلق بمحب :
ميل : رجوع را گويند باصل خود ، بىشعور و آگاهى از اصل و مقصد ، همچون رجوع طبيعى ، مثل جمادات به طبايع اربعه ، كه بىاختيار مايل اصلند ، همچون طبايع باصل خود ، بىاختيار .
آرزو : ميلست باصل خود ، به اندك آگاهى و علم ببعضى از اصل و مقصد .
دوستى : دوستيى را گويند ، بىسبب و علاقه و بىحركتى ، با حق سبحانه و تعالى .
محب : صاحب محبت را گويند ، وقتى كه مستغنى از دوستى دانند ، با حق تعالى ، اعم از آنكه طلب مقارن آن باشد يا نه ، حق را گويند ، وقتى كه مستغنى از دوستى دانند او را ، بىقيدى .