تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦

لمعهء هشتم

محبوب يا در آينهء صورت رخ نمايد ، يا در آينهء معنى ، يا وراى صورت و معنى ، اگر جمال را بر نظر محب در كسوت صورت جلوه دهد ، محب از شهود لذت تواند يافت و از ملاحظه قوت تواند گرفت ، خود اينجا سر « رايت ربى فى احسن صورة » با او گويد ، « فاينما تولوا فتم وجه اللّه » چه معنى دارد ؟ ، «
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» با او در ميان نهد ، كه بيت :
جهان را بلندى و پستى تويى * ندانم چه‌اى هر چه هستى تويى
در چشم من آييد و درو نگريد تا معلوم كنيد كه عاشق چرا گفت ؟ رباعى :
يارى دارم ، كه جسم و جان صورت اوست * چه جسم و چه جان ؟ جمله جهان صورت اوست
هر صورت خوب و معنى پاكيزه * كندر نظر من آيد ، آن صورت اوست
عربيه :
سبحان من اظهر ناسوته * سر سنا لاهوته الثاقب
ثم بدا فى خلقه ظاهرا * فى صورت الآكل و الشارب
و گر جلال او از درون پردهء معنى تاختن آرد ، محب نه لذت شهود يابد و نه ذوق وجود بشناسد ، اينجا فناى « من لم يكن » و بقاى « من لم يزل » با وى نمايد ، كه ، شعر :
ظهرت لمن ابقيت بعد فنائه * فكان بلا كون لانك كنته
چگونه باشد و گر محبوب حجاب صورت و معنى از پيش جمال و جلال برافگند ، سطوت ذات اينجا با محب همه اين گويد ؛ بيت :
در شهر بگوى يا تو باشى يا من * كاشفته بود كار ولايت به دو تن
رخت بربند ، كه سخن افلاطون حكيمست ، كه در زمان عيسى عليه السلم ، گفت : « اذا جاء نهر اللّه بطل نهر عيسى » . حكايت : پشه پيش سليمان از باد به فرياد آمد ، فرمود كه : خصم خود را حاضر