تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
در فضايى كه هست در دو جهان * نقد جود وجود اوست روان
عرش در جنب قدرتش مورى * عقل نزديك وحدتش دورى
4875
بر درش عالمان عامل خوى * « رب انى ظلمت نفسى » گوى
در ره او بلا و محنت و حلم * پيشهء « الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ »
فعل و فعال و وجد و ماهيت * محو دان در ره الهيت
ديده را نيز روى آن نورست * كز كثافت لطافتش دورست
گير كز عشق بايدت كم‌عقل * عشق بيرون بود ز عالم عقل
4880
ور ترا نور ازين چراغى نيست * در تجاويف هر دماغى نيست
كى كنى سر عاشقان را فهم ؟ * تا نيايى فراز قلهء وهم
از شواغل دماغ خالى كن * خيز و سوداى لاابالى كن
تا كى آخر ببند برهانى ؟ * خويشتن را ز بند نرهانى ؟
بستر الواح اين طبايع را * كن رقم ابجد شرايع را

در نعت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم

4885
نقل كن از و بال كفر بدين * مصطفى را دليل مطلق بين
خاتم انبيا ، رسول هدى * صاحب جبرئيل ، امين خدا
قصد و مقصود و آخر و اول * اولين خلق و آخرين مرسل
پادشاه ديار جود و وجود * مقصد علم و عالم مقصود
حافظ صفحهء معانى دل * چشمهء آب زندگانى دل
4890
صوفى خانقاه الرحمن * عالم علم « علم القرآن »
آنكه پوشيده خلعت « لولاك » * وز بلنديش پست شد افلاك
خواجهء بارگاه كونين اوست * سالك راه قاب قوسين اوست
تير دينش چو بر نشانه زدند * پنج نوبت به هفت خانه زدند
شرعش از علم گستريد فنون * در نواحى چرخ بوقلمون
4895
چاكرش آفتاب و بنده سهيل * روى او « و الضحى » و مو « و الليل »