تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧

عشاق‌نامه يا ده‌نامه

5 - 13 - 15 - 16 - 17
هر كه جان دارد و روان دارد * واجبست آنكه درد جان دارد
حمد بىحد كردگار احد * صمد لم يلد و لم يولد
4810
آنكه ذاتش بريست از آهو * الذى لا إله الا هو
مالك الملك قادر بىعيب * صانع عالم شهادت و غيب
ربنا جل قدره و علا * آنكه از به دو فطرت اولى
خلق در دست قدرت او بود * قدرتش دستبرد صنع نمود
صانعى ، كز مطالع ابداع * او برآرد حقايق انواع
4815
پس چهل طورشان در آن اشكال * برد از جا بجا و حال به حال
روحها داد روح را زان راح * به صبوحى اربعين صباح
امر او بر طريق كن فيكون * همچنان كاف نارسيده بنون
آفرينندهء زمان و مكان * در جهات طبايع و اركان
خلق را در جهان كون و فساد * هست او مبدأ و بدوست معاد
4820
زان پدر هفت كرد و مادر چار * تا سه فرزند را بود اظهار
صنعش از آب و خاك و آتش و باد * جسم را طول و عرض و عمق او داد
زان طرف روشنى و نزديكى * زين طرف بعد بود و تاريكى
چون شد از خاك تيره طينت تن * كرد امرش بنور جان روشن

اندر جوهر انسان

مبدأ امر جوهر انسان * قابل علم كرد در پى آن
4825