5 - 13
پيوسته صبور و رنجكش مىباشم * وندر پى عاشقان ترش مىباشم
دل در دو جهان هيچ نخواهم بستن * با آنكه مرا خوشست خوش مىباشم
1 - 5 - 13
با نفس خسيس درنبردم ، چه كنم ؟ * وز كردهء خويشتن به دردم ، چه كنم ؟ « 1 »
گيرم كه بفضل درگزارى گنهم * با آنكه تو ديدى كه چه كردم ، چه كنم ؟
4700 1 - 5 - 13 - 16
آوازهء حسنت از جهان مىشنوم * شرح غمت از پير و جوان مىشنوم
آن بخت ندارم كه ببينم رويت * بارى ، نامت ز اين و آن مىشنوم
5 - 13
آزادهدلى ز خويشتن مىخواهم * و آسوده كسى ز جان و تن مىخواهم
آن به كه چنان شوم كه او مىخواهد * كين كار چنان نيست كه من مىخواهم
1 - 5 - 13
در عشق تو زارتر ز موى تو شديم * خاك قدم سگان كوى تو شديم
4705
روى دل هر كسى به روى دگريست * ماييم كه بتپرست روى تو شديم
5 - 13
وقتست كه بر لاله خروشى بزنيم * بر سبزه و گلخانه فروشى بزنيم
دفتر بخرابات فرستيم به مى * بر مدرسه بگذريم و دوشى بزنيم
1 - 5 - 13
امروز به شهر دل پريشان ماييم * ننگ همه دوستان و خويشان ماييم
رندان و مقامران رسوا شده را * گر مىطلبى ، بيا ، كه ايشان ماييم
4710 1 - 5 - 13 - 16
چون درد ندارى ، اى دل سرگردان * رفتن ببر طبيب بىفايده دان
درمان طلبد كسى كه دردى دارد * چون نيست ترا درد چه جويى درمان ؟
هامش
( 1 ) منسوب به امام عمر خيام