تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

رباعيات

1 - 4 - 5 - 13 - 16
با آنكه خوش آيد از تو ، اى يار ، جفا * ليكن هرگز جفا نباشد چو وفا
4475
با اين همه راضيم به دشنام از تو * از دوست چه دشنام ؟ چه نفرين ؟ چه دعا ؟
1 - 5 - 13
عيشى نبود چو عيش لولى و گدا * افگنده كله از سر و نعلين ز پا
پا بر سر جان نهاده ، دل كرده فدا * بگذاشته از بهر يكى هر دو سرا
5 - 13
اى دوست ، به دوستى قرينيم ترا * هرجا كه قدم نهى زمينيم ترا
در مذهب عاشقى روا نيست كه ما : * عالم به تو بينيم و نبينيم ترا
4480 5 - 13
اى دوست ، فتاد با تو حالى دل را * مگذار ز لطف خويش خالى دل را
زيبد بجمال خود بيارايى دل * زيرا كه تو بس لايق حالى دل را
5 - 13
سوداى تو كرد لاابالى دل را * عشق تو فزود غصه حالى دل را
هر چند ز چشم زخم دورى ، اى بينايى * نزديك منى چو در خيالى دل را
6
تا با توام ، از تو جان دهم آدم را * وز نور تو روشنى دهم عالم را
4485
چون بىتو بوم ، قوت آنم نبود * كز سينه بكام خود برآرم دم را
5 - 13
تا ظن نبرى كه مشكلى نيست مرا * در هر نفسى درد دلى نيست مرا
مشكل‌تر ازين چيست ؟ كه ايام شباب * ضايع شد و هيچ منزلى نيست مرا