1 - 5 - 13 - 15
نه از تو به من رسيد بويى * نه وصل توام نمود رويى
انديشهء هجر دردناكت * آويخته جان من به مويى
4470
سوداى تو در دلم فگنده * هر لحظه به تازه جستوجويى
با آنكه ز گلشن وصالت * دانم نرسد به بنده بويى
ليكن شدهام به آرزو شاد * مآزار تو ، كم ز آرزويى
سوداى محال در دماغم * افگنده به هرزه هاىوهويى
داده سر خويش را عراقى * زير خم زلف تو چو گويى