كرمت نيز نگفت از سر لطف * كه : غم كار عراقى بخورم
1 - 3 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
چه خوش بودى ، دريغا ، روزگارم ؟ * اگر با من خوشستى غمگسارم
به آب ديده دست از خود بشويم * كنون كز دست بيرون شد نگارم
نگارا ، بر تو نگزينم كسى را * تويى از جمله خوبان اختيارم
3165
مرا جانى ، كه مىدارم ترا دوست * عجب نبود كه جان را دوست دارم
مرا تا كار با زلف تو باشد * پريشانتر ز زلف تست كارم
مرا كآرامگه زلف تو باشد * ببين چون باشد آرام و قرارم ؟
ببوى آنكه دامان تو گيرم * نشسته بر سر ره چون غبارم
درآويزم به دامان تو يك شب * مگر روزى سر از جيبت برآرم
3170
عراقى ، دامن او گير و خوش باش * كه من با تو درين انديشه يارم
1 - 2 - 5 - 12 - 13 - 15
چه خوش بودى ، دريغا ، روزگارم ؟ « 1 » * اگر در من نگه كردى نگارم
بديدى گر فراقش چونم آخر * بپرسيدى دمى حال فگارم
نكرد آن دوست از من ياد روزى * بكام دشمنان شد روزگارم
چرا خواهد بكام دشمنانم * چو مىداند كه او را دوست دارم ؟
3175
عزيزى بودم اول بر در او * عزيزان ، بنگريد : آخر چه خوارم ؟
فروشد روز من بىمهر رويش * چو شب تيره شدست اين روزگارم
نه دلدارى كه باشد مونس دل * نه غمخوارى كه باشد غمگسارم
نمىدانم كه دامان كه گيرم ؟ * كه تا از جيب محنت سر برآرم
عراقى ، دامن غم گير و خوش باش * كه هم با تو درين تيمار يارم « 2 »
3180
هامش
( 1 ) تكرار مصرع اول غزل پيش
( 2 ) تكرار مقطع غزل پيش با اندك تغيير