تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
مگر كه راز جهان خواست آشكارا كرد * به دو سپرد امانت ، كه ديد تاوانش
1 - 2 - 5 - 10 - 12 - 13 2850
كردم گذرى به ميكده دوش * سبحه به كف و سجاده بر دوش
پيرى بدر آمد از خرابات * كين جا نخرند زرق ، مفروش
گفت از سر وقت خويش با من : * كين جا نخرند زرق ، مفروش « 1 »
تسبيح بده ، پياله بستان * خرقه بنه و پلاس درپوش
در صومعه بيهده چه باشى ؟ * در ميكده رو ، شراب مىنوش
2855
گر ياد كنى جمال ساقى * جان و دل و دين كنى فراموش
ور بينى عكس روش در جام * بىباده شوى خراب و مدهوش
خواهى كه بيابى اين چنين كام * در ترك مراد خويشتن كوش
چون ترك مراد خويش گيرى * گيرى همه آرزو در آغوش
گر ساقى عشق از خم درد * دردى دهدت ، مخواه سر جوش
2860
تو كار به دو گذار و خوش باش * گر زهر ترا دهد بكن نوش
چون راست نمىشود ، عراقى ، * اين كار بگفت و گوى ، خاموش !
1 - 5 - 12 - 13 - 15
باز غم بگرفت دامانم ، دريغ * سر برآورد از گريبانم دريغ « 2 »
غصه دم‌دم مىكشم از جام غم * نيست جز غصه گوارانم ، دريغ
ابر محنت خيمه زد بر بام دل * صاعقه افتاد در جانم ، دريغ
2865
مبتلا گشتم به درد يار نو * كس نداند كرد درمانم ، دريغ
در چنين جان‌كندنى كافتاده‌ام * چاره جز مردن نمىدانم ، دريغ
الغياث ! اى دوستان ، رحمى كنيد * كز فراق يار قربانم ، دريغ
هامش
( 1 ) پيداست كه اين بيت نسخه بدل بيت پيش از آنست ( 2 ) در 15 تنها دو بيت اول هست و بقيه از نسخه افتاده است