تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
1 - 5 - 12 - 13 - 16
روى ننمود يار چتوان كرد ؟ * چيست تدبير كار چتوان كرد ؟ « 1 »
در دو چشم پرآب نقش‌نگار * چون نگيرد قرار چتوان كرد ؟
در هر آيينه‌اى نمىگنجد * عكس روى نگار چتوان كرد ؟
هر سراسيمه‌اى نمىيابد * بر در وصل بار چتوان كرد ؟ « 2 »
2165
رفت عمر و نرفت در همه عمر * دست در زلف يار چتوان كرد ؟
كشت ما را به دوستى ، چه كنيم ؟ * با چنان دوستدار چتوان كرد ؟
كشتهء عشق اوست بر در او * چون عراقى هزار چتوان كرد ؟
1 - 5 - 12 - 13 - 15
من رنجور را يك دم نپرسد يار چتوان كرد ؟ * نگويد : چون شد آخر آن دل بيمار چتوان كرد ؟
تنم از رنج بگدازد ، دلم از غم بجان آرد * 2170 چنينست ، اى مسلمانان مرا غم‌خوار چتوان كرد ؟
ز داروخانهء لطفش چو دارو جان نمىيابد * بسازم با غم دردش بنالم زار چتوان كرد ؟
دلا ، بر من همين باشد كه جان در راه او بازم * اگر آن ماه ننمايد مرا رخسار چتوان كرد ؟
چو از خوان وصال او ندارم جز جگر قوتى * بخايم هم از بن دندان جگر ناچار چتوان كرد ؟
سحرگاهان بكوى او بسى رفتم ببوى او * بسى گفتم : قبولم كن ، نكرد آن يار چتوان كرد ؟
چنان ناليدم از شوقش كه شد بيدار همسايه * ز خواب اين ديدهء بختم نشد بيدار چتوان كرد ؟
2175
هامش
( 1 ) تكرار مطلع غزل پيش ( 2 ) در 12 ازين پس تا مقطع غزل پيش نوشته شده است