دامن از اغيار درخواهيم چيد * سر ز جيب يار برخواهيم كرد
آفتاب روى او خواهيم ديد * گر به مه روزى نظر خواهيم كرد
بوى جانافزاى او خواهيم يافت * گر به گلزارى گذر خواهيم كرد
در خم زلفش نهان خواهيم شد * دست با وى در كمر خواهيم كرد
2135
چون كمان ابروان پرزه كند * پيش تيرش جان سپر خواهيم كرد
از حديث يار و آب چشم ما * گوش و دامن پرگهر خواهيم كرد
ماجرايى رفت ما را با لبش * دوستان را زان خبر خواهيم كرد
تا عراقى نشنود اسرار ما * ماجرا را مختصر خواهيم كرد
1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
مى روان كن ، ساقيا ، كين دم روان خواهيم كرد * بهر يك جرعه ميت اين دم روان خواهيم كرد
2140
درديى درده ، كزين جا درد سر خواهيم برد * ساغرى پر كن ، كه عزم آن جهان خواهيم كرد
كاروان عمر ازين منزل روان شد ناگهى * چون روان شد كاروان ، ما هم روان خواهيم كرد
چون فشانديم آستين بىنيازى بر جهان * دامن ناز اندر آن عالم كشان خواهيم كرد
از كف ساقى همت ساغرى خواهيم خورد * جرعهدان بزم خود هفت آسمان خواهيم كرد
تا فتد در ساغر ما عكس روى دلبرى * ساغر از باده لبالب هر زمان خواهيم كرد
2145
در چنين مجلس كه مى عشقست و ساغر بيخودى * نالهء مستانه نقل دوستان خواهيم كرد