تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
گر درخورت نيايم ، شايد ، كه بر سماطت * پوسيده استخوانى بر خوان چه كار دارد ؟ « 1 »
وهم از دهان تنگت هرگز نشان نيابد * با خاتم سليمان شيطان چه كار دارد ؟
جان من از لب تو مانا كه يافت ذوقى * ورنه خيال جاويد با جان چه كار دارد ؟
دل مىتپد كه بيند در ديده روى خوبت * ورنه بريد زلفت پنهان چه كار دارد ؟
2020
عاشق گر از در تو نشنيد مرحبايى * چون حلقه بر در تو چندان چه كار دارد ؟
گر بر درت نيايم ، شايد كه باز پرسند : * پوسيده استخوانى با خوان چه كار دارد ؟
در دل كه عشق نبود معشوق كى توان يافت ؟ * جايى كه جان نباشد جانان چه كار دارد ؟
در دل غم عراقى و آنگاه عشق باقى * در خانهء طفيلى مهمان چه كار دارد ؟
1 - 2 - 12 - 16
با درد خستگانت درمان چه كار دارد ؟ * با وصل كشتگانت هجران چه كار دارد ؟ « 1 »
2025
با محنت فراقت راحت چه رخ نمايد ؟ * با درد اشتياقت درمان چه كار دارد ؟
گر در دلم خيالت نايد ، عجب نيايد * در دوزخ پرآتش رضوان چه كار دارد ؟
سوداى تو نگنجد اندر دلى كه جانست * در خانهء طفيلى مهمان چه كار دارد ؟
دل را خوشست با جان گر ز آن تست ، يارا * بىروى تو دل من با جان چه كار دارد ؟
بر بوى وصلت ، اى جان ، دل بر در تو ماندست * ورنه فتاده در خاك چندان چه كار دارد ؟
2030
با عشق تست جان را صد سرسر نهفته * ليكن دل عراقى با جان چه كار دارد ؟
5 - 13
با عشق دلگشايت حرمان چه كار دارد ؟ * با وصل جان‌فزايت هجران چه كار دارد ؟
آرى عجب نباشد گر در دلم نيايى * در كلبهء گدايان سلطان چه كار دارد ؟ « 2 »
من نيز گر نگنجم در حضرتت ، عجب نيست * آنجا كه آن كمالست نقصان چه كار دارد ؟
در تنگناى وحدت كثرت چگونه گنجد ؟ * در عالم حقيقت بطلان چه كار دارد ؟
2035
هامش
( 1 ) اين بيت در غزل پيش هم هست ( 2 ) اين شش بيت تكرار ابيات 2006 - 2011 است
كليات ( فارسى ) — صفحة 173 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى