تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
بيچاره عراقى ، هان ! دم دركش و خون مىخور * چون هيچ دمى با او گيرات نمىافتد
1 - 2 - 5 - 12 - 13 - 16
با شمع روى خوبان پروانه‌اى چه سنجد ؟ * با تاب موى جانان ديوانه‌اى چه سنجد ؟
در كوى عشقبازان صد جان جوى نيرزد * تن خود چه قيمت آرد ؟ ويرانه‌اى چه سنجد ؟
با عاشقان شيدا ، سلطان كجا برآيد ؟ * در پيش آشنايان بيگانه‌اى چه سنجد ؟
1925
در رزم پاكبازان عالم چه قدر دارد ؟ * در بزم بحرنوشان پيمانه‌اى چه سنجد ؟
از صد هزار خرمن يك دانه است عالم * با صد هزار عالم پس دانه‌اى چه سنجد ؟
چون عشق در دل آمد ، آنجا خرد نيامد * چون شاه رخ نمايد فرزانه‌اى چه سنجد ؟
گرچه عراقى ، از عشق ، فرزانهء جهان شد * آنجا كه اين حديثست افسانه‌اى چه سنجد ؟
1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
با عشق عقل‌فرسا ديوانه‌اى چه سنجد ؟ * با شمع روى زيبا پروانه‌اى چه سنجد ؟
1930
پيش خيال رويت جانى چه قدر دارد ؟ * با تاب بند مويت ديوانه‌اى چه سنجد ؟
با وصل جان‌فزايت جان را چه آشنايى ؟ * در كوى آشنايى بيگانه‌اى چه سنجد ؟
چون زلف برفشانى عالم خراب گردد * دل خود چه طاقت آرد ؟ ويرانه‌اى چه سنجد ؟
گرچه خوشست و دلكش كاشانه‌ايست جنت * در جنب حسن رويت كاشانه‌اى چه سنجد ؟
با من اگر نشينى برخيزم از سر جان * پيش بهشت رويت غم‌خانه‌اى چه سنجد ؟
1935
گيرم كه خود عراقى ، شكرانه ، جان فشاند * در پيش آن چنان رو شكرانه‌اى چه سنجد ؟
1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16
با عشق قرار درنگنجد * جز نالهء زار درنگنجد
با درد تو درد سر نباشد * با باده خمار درنگنجد
من با تو سزد كه درنگنجم * با ديده غبار درنگنجد