اى صبا ، گر بگذرى در كوى او * نزد او ما را جزين پيغام نيست :
كاى دلارامى كه جان ما تويى * بىتو ما را يك نفس آرام نيست
1765
هر كسى را هست كامى در جهان * جز لبت ما را مراد و كام نيست
هر كسى را نام معشوقى كه هست * مىبرد ، معشوق ما را نام نيست
تا لب و چشم تو ما را مست كرد * نقل ما جز شكر و بادام نيست
تا دل ما در سر زلف تو شد * كار ما جز با كمند و دام نيست
نيك بختى را كه در هر دو جهان * دوستى چون تست دشمن كام نيست
1770
با عراقى دوستى آغاز كن * گرچه او در خورد اين انعام نيست
1 - 5 - 13 - 15 - 16
دل ، كه دايم عشق مىورزيد رفت * گفتمش : جانا مرو ، نشنيد رفت
هر كجا بوى دلارامى شنيد * يا رخ خوبنگارى ديد رفت
هر كجا شكرلبى دشنام داد * يا نگارى زير لب خنديد رفت
در سر زلف بتان شد عاقبت * در كنار مهوشى غلتيد رفت
1775
دل چو آرام دل خود بازيافت * يك نفس با من نياراميد رفت
چون لب و دندان دلدارم بديد * در سر آن لعل و مرواريد رفت
دل ز جان و تن كنون دل برگرفت * از بد و نيك جهان ببريد رفت
عشق مىورزيد دايم ، لاجرم * در سر چيزى كه مىورزيد رفت
باز كى يابم دل گمگشته را ؟ * دل كه در زلف بتان پيچيد رفت
1780
بر سر جان و جهان چندين ملرز * آنكه شايستى بد و لرزيد رفت
اى عراقى ، چند زين فرياد و سوز ؟ * دلبرت يارى دگر بگزيد رفت
1 - 5 - 12 - 13 - 15
آه ! به يكبارگى يار كم ما گرفت ! * چون دل ما تنگ ديد خانه دگر جا گرفت
بر دل ما گه گهى ، داشت خيالى گذر * نيز خيالش كنون ترك دل ما گرفت