تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
قدس اللّه روحه - آمدى و فرمودى كه او سلطان عاشقان است و مراد خلايق از سر روضهء او زود حاصل مىشود . و اگر مشايخ دامن دامن مىبخشند ، شيخ روزبهان خرمن خرمن مىبخشد . و در مجلس تذكير سخن شيخ روزبهان بسيار فرمودى و گاهگاهى كه در سخن گرم شدى و شور در خلق افتادى در ايراد سخن عشق فرمودى : اگر خاك آستانهء شيخ روزبهان بروبند و ببويند ، از او بوى عشق مىآيد .
از خطهء پارس انس جان مىيابم * بوى نفس زنده دلان مىيابم هر عقده كه بر خاطر ما مىافتد * حلش ز در روزبهان مىيابم
حكايت - شيخى ديگر شيخ الشيوخ بهاء الدين يزدى بود - رحمة اللّه عليه ، كه از جملهء صدور زمان بود . آوازهء شيخ كبير روزبهان - قدس اللّه روحه - مىشنيد و مستخبر احوال مىبود تا جاذبهء عنايت ربانى او را از ميان شواغل بيرون آورد ، عزيمت طرف شيراز كرد . چون به شهر آمد به خدمت شيخ روزبهان - روح اللّه روحه - رسيد ، مريد خدمت او شد ، و مدتى مديد ملازمت خدمتش نمود . و شيخ او را خلوت‌ها فرمود . چون از آن فارغ شد ، از حضرت اجازت سفر طلبيد و از خدمت شيخ پرسيد كه شيخ ما را به كدام طرف حواله مىفرمايد ؟ شيخ فرمود : به طرف بغداد مىبايد رفت . شيخ بهاء الدين به اشارت شيخ به طرف بغداد رفت . اهل بغداد چون روزگار عزيز او ديدند ، به دو تقرب نمودند ، چنانچه تمامت اهل بغداد معتقد او شدند . ذكر مكارم اخلاق و محاسن افعال او به سمع خليفهء عهد رسانيدند ، و از مصنفات او كتابى معتبر در تصوف به خدمت خليفه بردند . خليفه عظيم مريد او شد و معتقد گشت ، گفت : او را به دار الخلافه بايد آورد ، تا ما را از خدمت او فايده حاصل شود . شيخ بهاء الدين را به خدمت خليفه بردند . خليفه كلمات او بشنيد ، تقريرش از تحرير خوب‌تر آمد . خليفه شيخى اخلاطيه به دو حوالت فرمود ، شيخ الشيوخ بغداد گشت .