مؤلف اين كتاب در مدح شيخ گويد :
آن را كه هست در دل و جانش هواى شيخ * يكباره كرده روى دل خود براى شيخ
بايد كه داند او به حقيقت كه دير [ و ] زود * يابد قبول بخشش بىمنتهاى شيخ
خواهى رضاى شيخ و روى در هواى خويش * يا آرزوى خود بودت يا هواى شيخ
با صدق باش تا بودت نزد شيخ جاى * زيرا كه سوى مقعد صدق است جاى شيخ
شعر « شرف » قبول از آن مىفتد كه او * شاه ممالك سخن است و گداى شيخ