تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ديگرباره شيخ روى به من كرد و فرمود : ما نيز بخوريم و بپوشيم . اين بگفت و ديگرباره روى باز مجلسيان كرد و فرياد در نهاد من افتاد . و از آن روز باز مرا در خاطر بر آن بود ، كه اين فتوح دست دهد . چون حق تعالى اين توفيق ما را ارزانى فرمود ، و خانهء بنده را مشرف گردانيد ، اجازت فرمايند تا آن خلعت كه خود قبول فرموده به بندگى شيخ آورم . اصحاب گفتند : بياور . پس صوفى دوختهء لطيف و قصبى خوب بياورد ، و در خدمت شيخ بنهاد . شيخ دوتايى صوف در پوشيد و قصب بر سر نهاد ، بعد از آن عذر خدمت شيخ مىخواست كه از بهر خداى مرا به اين بىادبى عفو فرماى . كه اين قضيتى است كه خاص كرامات شيخ بود ، كه اين داعى مشاهده كرد ، نه آنكه از ديگرى شنيد ، پس شيخ وى را دعاء كرد و باز خانقاه مراجعت فرمود ، آن جامه و دستار فرزندان را داد . و اگر ذكر مناقب و فضائل وجود شريفش ايراد كرده شود ، كتاب مطول گردد و بيشتر ائمه و سادات و مشايخ شيراز او را يافته‌اند ، و به وعظ مبارك او حاضر شده‌اند ، و صدق معامله و نيازمندى او دربارهء عزيزان يافته ، به تخصيص در ولاء اهل بيت . و فرزندان و مريدان را پيوسته تحريص فرمودى به محبت اهل بيت ، و از جمله روز عاشورا بر در مشهد مقدسه ام كلثوم - رضى اللّه عنها - مجتبى معظم عز الملة و الدين - رحمة اللّه عليه - حاضر مىشد و اهل شيراز متوجه آن مزار متبركه مىشوند ، استدعاء از خدمت شيخ الاسلام كردى تا وعظ فرمودى . سالى به قاعده تذكير مىفرمود ، و نيز مناقب آل ياسين بيان مىكرد . قطعه‌اى انشاء كرد و آخر آن قطعه اين بود كه وى فرمود :
گواه باش خدايا كه بنده روزبهان * كمينه چاكر و مولاى آل ياسين است
و عمر عزيزش به هشتاد رسيد و در شب بيست و هفتم ماه مبارك رمضان سنهء خمس و ثمانين و ستمائة به جوار حق تعالى رسيد .