تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
سر سران جهان در حديقهء معنى * به نعت مهر و ارادت بر آستان من است كمر كه دهر ندارد ز ملك جاويدان * درين جهان فريبنده بر ميان من است [ ز صنع گلشن قدس و نگارخانهء انس * هزار گونه گل عشق در جنان من است ] در آن هوا كه جناح ملك فروبندد * هزار رشتهء علوى ز كهكشان من است ز لاله‌زار تجلى هزار رنگ بديع * به روى چون گل و گلزار ارغوان من است به جان من كه در اقليم هفتمين مركز * عروس روح مقدس ز عاشقان من است ز نامور دل من در عوالم اسرار * جواهر ملكوتى ز بحر و كان من است هزار جعبهء پرتير نالهء سحرى * ز غيرت ازلى جمله در كمان من است
و له ايضا ( قدس اللّه روحه العزيز )
يوسف مصرى و دست از عشق تو ببريده‌اند * شاهد عصرى و عشقت را به جان بخريده‌اند نرگس رعنات جانا در بساتين قدم * شاهدان ذو الجلالى در ازل ورزيده‌اند چون رخ زيباى تو ديدند عشاق جهان * از براى وصلت از هر دو جهان ببريده‌اند عاشقان خورشيد عزّت در رخ تو يافتند * الحق آن خورشيد در روى تو شاهد ديده‌اند مفلسان دهرپيما از براى روى تو * هر زمان درياى خون از ديده‌ها پيميده‌اند [ سالكان انس و خلوت در مجالس‌هاى وصل * از فراق رويت اى جان دم به دم پرسيده‌اند ] بالغان عقل در بازار اسرار بقاء * از كمال شوق رويت همچو من شوريده‌اند صد هزاران خلعت حسن و جلال از وصف او * هر زمان از دست رضوان ازل پوشيده‌اند
و له ايضا ( نور اللّه قبره و قدس روحه العزيز )
به ناگه جان جانم در بَر افتاد * دلم از آفرينش برتر افتاد