تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گر دم زنم ز نفحت روح وصال حق * بوى هزار گلبن بويا برآورم جلباب چرخ كهنه شود هر شبى ز نو * من از صفاء آه مطرا برآورم ساغركشان شوم سوى صحراى لم يزل * بس لشكر قدم سوى صحرا برآورم پيدا شود هلال جلالش به ناگهان * چون نوخوهان « 1 » هميشه من آوا برآورم از خم صبغة اللّه جان را كنم به رنگ * وانگه به رنگ جامه مصفا برآورم خنياگران عرش بگريانم آن شبى * كز شوق ناله‌هاى سويدا برآورم [ بس پرده‌ها بسوزم اندر حجاب غيب * چون از نهاد آتش سودا برآورم ] آن صبحدم كه آدم از آن « برآوريد » « 2 » * آن دم ز سر نكتهء اسما برآورم چون شربت شراب وصالش مرا بود * آشوب چين و خلخ و يغما برآورم [ دامن‌كشان ز شوق به قاف اندرون شوم * وز تاب درد عزلت عنقا برآورم ] [ چون روح قدس هم نفسم شد در آسمان * شايد كه بانگ رمز مسيحا برآورم ] [ چون در سؤال ارنى مست آمدم ز شوق * بس آه گرم از آتش موسى برآورم ] [ در خانه قلندر يكتا زنم قمار * وانگه هزار داو « 3 » به عذرا « 4 » برآورم ] غواص بحر علم لدنى شدم ز لطف * لؤلئى معرفت خضرآسا برآورم چون در قدم سفر كنم از لا و هو « 5 » روم * از لا هزار منزل عميا برآورم رخت خزانهء ملكوتى ز خاكدان * سوى سراى عالم اسرا برآورم چون در بحار وصفش صد غوطه خورده‌ام * درهاى سرّ هو به تمنا برآورم چون جان به نور قدرت او متصف شدست * نبود عجب كه صد يد بيضا برآورم چون روح را جناح ز عشق آمد وز عشق « 6 » * هر لحظه جان به عرش معلا برآورم
هامش
( 1 ) - خوها در فرهنگ نفيسى به معنى آرزومند و طالب آمده است شايد معنى نوخوهان به معنى طالبان و آرزومندان مبتدى باشد . ( 2 ) - نسخه الف : دم برآورد . ( 3 ) - نوبت بازى شطرنج و نرد و غيره . ( 4 ) - نام منتهاى غلبه بازى نرد ( غياث اللغات ) . ( 5 ) - نسخه الف : از لا به هو ( 6 ) - نسخه الف : ز شوق