تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
[ تا مى ز لب يار به جام است مرا * راه ازل و ابد دو گام است مرا ]
و له
تا سايهء مشك بر گل انداخته‌اى * بس دل كه ز درد عشق بگداخته‌اى تا غاليه بر گل و سمن ساخته‌اى * از جان و دلم صبر بپرداخته‌اى
و له
چشم از رخ خوبت آفتابى دارد * حسن از قبل روى تو تابى دارد مسكين دل شوريدهء سرگشتهء من * از تاب سر زلف تو تابى دارد
و له
دل در هوس رخ چو باغ ارمت * خون گشت ز بس كه خورد خوناب غمت جانى دارم فداى خاك قدمت * از پاى درآمده ز دست ستمت
و له ايضا
سوداى تو بگرفت سر آستيم * كج كرد به جملگى همه راستيم ديوانه همىخواستى اى دوست مرا * ديوانه شدم چنان كه مىخواستيم
و له ايضا
گر تاب در آن زلف نگون اندازى * زهاد ز صومعه برون اندازى ور عكس جمال خود به روم اندازى * بت‌ها به سجود سرنگون اندازى
تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 148 | جواد نوربخش / ابراهيم بن صدر الدين روزبهان ثانى