براى آنكه مجاهده مقام مريدان است و مشاهده مقام عارفان .
سرّى ديگر هم در معنى اين حديث فرمود كه : يوسف - عليه السلام - برائت نفس خود مىطلبيد ، خواست تا خلق طهارت نفس او در مقام نبوت بدانند . و اگر من بودمى بجاى او به حديث خلق التفات نكردمى ، چون حق صدق معاملهء من دانستى .
سرّى ديگر يوسف در مقام امر بود و من در مقام توكل .
الحديث السادس
قال النبى - صلى اللّه عليه و سلم : السلطان ظل اللّه فى ارضه ، ياوى اليه كل مظلوم . صدق رسول اللّه .
شيخ - قدس اللّه روحه العزيز - چنين گويد كه : از ساير بندگان حق - جلّ و علا - سلطان نبى باشد يا ولى . سلطنت به حقيقت انبياء را است . و به بركت متابعت خاتم انبياء - صلوات اللّه و سلامه عليه - ولى را اين سلطنت حاصل مىگردد . سايهء حق در زمين اين دواند ، كه متخلق به اخلاق حقاند ، و متصف به صفات او . اين دو مشكاتاند كه انوار عظمت از ايشان منتشر مىگردد . به تشريف شريف سلطنت وجود با جودشان متحلى است . مستغرقاند در عين جمع . هرجا ستمزدهاى است از نفس و شيطان التجا به ايشان مىنمايد « 1 » و ملجا و ماواى خود حضرت ايشان سازد . سلطان ظاهر لباس سلطنت در ملك حق دارد . و از اين جهت است كه بر همهء خلق غالب مىآيد ، و همه را مقهور خود مىگرداند . و اگرنه اين بودى . چندين هزار ، يك شخص معين را چگونه منقاد شدندى ، و مطاوعت امر او كردندى . همچنين به واسطهء وجود انبياء و اولياء است كه ربوبيت او در عالم عبوديت بر خلق ظاهر مىشود و از
هامش
( 1 ) - نسخه اصل : مىنمايند