تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة أهل العرفان في ذكر سيد الأقطاب روزبهان ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
جمال و قدم حق بود . گاه‌گاهى به حقيقت حالى و تطيب بالى سكينه [ و رفقى بر دل او فرستادى . آن سكينه و ] رفق غين بود . چون رسول - عليه الصلاة و السلام - از آن حال كه در آن بودى ، غايب شدى ، چون باز آمدى ، وى از آن رفاهيت استغفار كردى كه حال اول اتم و اشرف بودى . 6 - وجهى ديگر [ سيد ] انبياء - عليه الصلاة و السلام - هر روز هفتاد مقام از طريق معنى مىبريد ، به هر مقام كه مىرسيد ، از مقام اول استغفار مىكرد . 7 - وجهى ديگر چنين منقول است كه آن غين اطلاع رسول بود بر احوال امت در مخالفات كه مىنمودند . و استغفار از براى ايشان مىفرمود . 8 - وجهى ديگر زمانى كه بهر قوام و قيام وجود با جودش غذا خوردى يا كار قوم و اهل خود ساختى آن غين بود به نسبت با حال بزرگوار او . 9 - وجهى ديگر آن غين محبت وى بود در شأن طايفه‌اى كه رسول - صلى اللّه عليه و سلم - خواستى كه ايشان ايمان آن آوردندى ، و تقدير رفته بود كه ايشان ايمان نياورند . چون اين معنى يافتى ، از آن استغفار كردى . 10 - وجهى ديگر گفته‌اند كه : غين آن بود كه رسول - صلى اللّه عليه و سلم - فرمود : انا اعلمكم باللّه ، به واسطهء اين قول غينى در دل يافت . بعد از آن فرمود : و اشدكم خشية بدين عجز بشريت ظاهر مىگرداند . ظاهر شدى بر وى آنچه ظاهر شدى . از غين سؤال او غينى در دل خود يافتى ، از آن استغفار كردى . 11 - وجهى ديگر گفته‌اند كه رسول - صلى اللّه عليه و سلم - در علم اليقين چون عين اليقين وى را ظاهر شد ، و خشيتى از حال اول يافت ، باز چون حق اليقين او را ظاهر گشت از آن دو حالت متوحش شد ، در دل مبارك غينى يافت از آن استغفار كرد . و اين احوال كه گفته شد همه حق و حقيقت بود .