عليه - فضيلت و مراتب خود بيان فرمود بر آدم و ابراهيم و جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل - عليهم السلام .
چون دلهاى بدلاى امت او را اين فضيلت بود كه آنچه سادة انبيا و قدوة ملائكه مىبينند بدلاى امت او به ديدهء دل او را مىبينند ، و به هيچ دل تشبيه آن به دل خود نفرمود . از آن معنى كه دلهاى انبياء و اولياء و ملائكه در تحت العرش جولان مىكنند ، و دل مبارك وى فوق العرش در ميدان جبروت و انوار قدم سير و طير مىكند .
ديگر از اين حديث ما را معلوم گردانيد كه آن دلها كه به دل آدم ماند محل علم اسماء و اصطفاء است ، و موضع محبت و حزن و ندامت على الدوام ، چنانچه دل آدم بدين صفات موصوف بود .
ديگر اعلام فرمود ما را از دلهاى چهلگانه كه محل خلت و يقين و مشاهده و مكاشفه است . همچنانكه دل ابراهيم خليل - صلوات الرحمن عليه - برگزيده بود به خلت و محبت و مشاهده و يقين و رؤيت ملكوت . همچنانكه حق تعالى در قرآن وصف وى فرمود : [ و مقام او بيان كرد ]
وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ
( 6 / 75 ) .
ديگر ما را مفهوم گردانيد كه دلهاى هفتتنان موضع و محل جلال و اجلال و هيبت و معرفت و خوف است . چنانچه دل جبرئيل . و اين طايفه را تقليب اعيان ارزانى داشتهاند ، و اين مر خاصيت جبرئيل - عليه السلام - است .
و از اين حديث معلوم مىگرداند ما را كه دل آن پنجتن ، كه دل ايشان چون دل ميكائيل است محل رجا و بسط و انبساط و علم غيب است ، همچنانكه بر دل ميكائيل اين صفات غالب است . و از اين است كه خازن امطار و نبات و ارزاق بنىآدم است .
و ديگر خبر داد ما را از آنكه دل آن سه تن كه به دل اسرافيل ماند ، محل وحى و الهام و رؤيت عظمت سلطان كبرياء حق و احتشام كه دل اسرافيل بدين صفات متصف است . و اين