نرسيد و نرسد ابد الابد كه او مخصوص بود به مقام محمود و مقام محموم « 1 » دنو دنو است .
جز او در اين مقام نرسيد نه خليل و نه كليم و كى تواند كه تصرف در حال او كند ، و شرح حال او گويد . بلى چاكران حضرت او بعد از اعتراف بر عجز و قصور خود از حال شريفش ، هم به آثار انوار او ، از بحار اسرارش تيمنا و تبركا معترف شدند ، و قطرهاى از دريايى نمودند اقتداء بر مشايخ شروع كرده شد [ و به قدر قصور خاطر نكتهاى چند ايراد كرده شد ] .
1 - فرمود كه حال رسول اللّه - صلوات اللّه و سلامه عليه - همه نور حضور بود . وقتى كه به رسوم نبوت مشغول گشتى ، و با امت گفتى و شنيدى ، از آن پوششى يافتى . چون از آن فارغ شدى استغفار از آن فرمودى .
2 - وجهى ديگر فرمود كه وقتى كه جبرئيل آمدى و القاء وحى كردى ، چون به جبرئيل مشغول بودى ، غينى از آن يافتى . چون فارغ شدى ، استغفار از آن كردى . و از اين معنى بود كه امير المؤمنين ابو بكر صديق - رضى اللّه عنه - گفت : ليتنى شهدت ما استغفر منه يعنى اى كاج آن غين عين ما بودى .
3 - وجهى ديگر ابو سعيد خراز - رحمة اللّه عليه - چنين گويد كه : غين چيزى است كه نيافتند الا انبياء و اكابر اولياء و اين نباشد الا از صفاء اسرار و مداومت ذكر و دوام مراقبه ، اما از آن حضرت نبى - صلى اللّه عليه و سلم - از علو همت بود و حسن مجاهده و اين غين مثل ابرى تنك بود كه آن را دوامى نبود .
4 - وجهى ديگر ابن عطاء - رحمة اللّه عليه - چنين گويد كه : غين بر مثال نفس است در آينه كه اثرى به حقيقت در او نياورد ، و آن را دوامى نبود ، و زود نيست گردد .
5 - وجهى ديگر گفتهاند كه رسول - صلى اللّه عليه و سلم - مستغرق اشراق انوار جلال و
هامش
( 1 ) - ظ : محمود