طايفه اهل تمكين و احتشاماند .
ديگر اعلام فرمود كه دل قطب [ محل علم اسرار و مشكات اسرار است و دانستن علم قضا و قدر از علم محفوظ ، و اين صفت عزرائيل است - عليه السلام - قطب ] صاحب هيبت و صاحب سلطنت بود . و از اين بيان معلوم مىشود كه مقام او بالاى مقام اولياء است چنان كه علم عزرائيل بالاى علوم اين ملائكه است . و علم ملائكه و انبياء در جنب سيد انبياء - صلوات اللّه عليه - همچنان بود كه قطره به نسبت با دريا . زيرا كه رسول - صلوات اللّه عليه - همه را مىداند به علم حق ، و اشياء را شناخته به نور حق ، و در عين الجمع بود در همهء احوال ، و از سرّ او پوشيده نبود هرچه بود و هرچه نبود و هرچه خواهد بود . چنان كه فرمود - عليه الصلاة و السلام و التحية و الرضوان : لا يتقلب جناح طاير الا و عندنا علم و هو مرآة الوجود ، و دل مباركش دل آفرينش بود ، و وجود شريفش آينهء كون ، در او درخشان بود افعال قضا و قدر از عرش تا به ثرى در همه وقت . و السلام .
الحديث الثالث
قال النبى - صلى اللّه عليه و سلم : و انه ليغان على قلبى ، و انى لا ستغفر اللّه فى اليوم اكثر من سبعين مرة صدق رسول اللّه .
شيخ ما - رحمة اللّه عليه - چنين مىفرمايد كه : اين سرّى است از حال رسول . و در بيان اين حديث شصت وجه ايراد فرموده : بعضى نقل از مشايخ كرده و بعضى استنباط خاطر مباركش .
از آن چند وجه كه قريب الفهم بود التقاط كرده شد .
چنين گويد : كه اين سرّى است از حال رسول - صلى اللّه عليه و سلم - و حال او از آن عزيزتر است كه هركس را بر آن اطلاعى بود از انبياء و مرسلان و مقربان و صديقان . و اين معنى بود كه فرمود : لى مع اللّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبى مرسل و هيچ كس به مقام او