الحديث الاوّل
قال النبى - صلى اللّه عليه و سلم : العلم علمان علم ثابت باللسان و علم ثابت بالقلب . و ذلك حجة اللّه على خلقه صدق رسول اللّه .
شيخ - قدس اللّه روحه - چنين گويد كه : اين دو علم يكى اشارت به علم شريعت است و يكى عبارت از علم طريقت . و اين هر دو علم دو حجت است بر خلق كه علم ظاهر گواه علم باطن است و علم باطن حقيقت علم ظاهر است . و اين هر دو علم رهنمايى است به طريق حق .
علم ظاهر راه نماينده است به معاملات و مقامات ، و علم باطن راهنمايى است به احوال و معارف و كواشف . پس علم علما را و حقيقت اوليا را [ است ] : و اين هر دو بر مؤمنان و صادقان و سالكان طريق اللّه حجت است . و به واسطهء علم راه راست از گمراهى پيدا گشت . « و ما ذا بعد الحق الا الضلال » . و آن كس كه باور ندارد به علم باطن و اقتدا نكند به علم ظاهر ، علم ظاهر حجت است بر ظاهر او و بر احكام او . و علم باطن حجت است بر باطن او در احوال و مقامات و همچنين حجت است علم شريعت به لسان ظاهر بر آن كس كه نيست مر وى را سير باطن در طلب معرفت . و علم باطن علم اسرار ملكوت است و آن علم نه از علم تكليف است . بل موهبتى است خاصه كه اهل اصطفا را ارزانى داشتهاند . و اين علم علم خضر و الياس است .
الحديث الثانى
قال النبى - صلى اللّه عليه و سلم : ان للّه تعالى على وجه الارض ثلاثمائة عباد ، قلوبهم على قلب آدم - صلوات اللّه عليه - و اربعين قلوبهم على قلب ابراهيم - عليه السلام - و سبعة قلوبهم على قلب جبرئيل - عليه السلام - و خمسة قلوبهم على قلب ميكائيل - عليه السلام - و ثلاثة قلوبهم على قلب اسرافيل - عليه السلام - و واحد قلبه على قلب عزرائيل - عليه السلام - صدق رسول اللّه .
شيخ - رحمة اللّه عليه - چنين فرمود كه : در اين حديث سيد عالم - صلوات اللّه و سلامه