تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
انسان كامل كسى است كه در اين سه كامل باشد و چهار صفت در او به كمال برسد : اقوال نيك ، افعال نيك ، اخلاق نيك و معارف . او با بيان نامهاى متعدد انسان كامل ، وجوه تسميهء اين نامها را برمىشمارد و با عبارتهاى زير روشن مىسازد كه انسان كامل هميشه در عالم وجود دارد و بيش از يكى نيست : « اين انسان كامل هميشه در عالم باشد و زيادت از يكى نباشد از جهت آنكه تمامت موجودات يك شخص است و انسان كامل دل آن شخص است و موجودات بيدل نتوانند بود . پس انسان كامل هميشه در عالم باشد و دل زيادت از يكى نبود . پس انسان كامل در عالم زيادت از يكى نباشد . در عالم دانايان بسيار باشند امّا آنكه دل عالم است يكى بيش نبود . ديگران در مراتب باشند ، هريك در مرتبه‌اى ، چون آن يگانهء عالم ، از اين عالم درگذرد ، يكى ديگر به مرتبهء وى رسد و به جاى وى نشيند تا عالم بيدل نباشد . 21 » نسفى با تشريح تواناييها و ويژگيهاى انسان كامل ، او را زبده و خلاصه انسانها و وارث انبيا و دل او را جام جهان‌نما و آيينه گيتىنماى مىداند كه شرح آن در مبحث خواب ، الهام و وحى خواهد آمد 22 . از آثار نسفى برمىآيد كه مرتبه‌اى بالاتر از انسان كامل نيز وجود دارد و آن " كامل زاد " يا " كامل حرّ " است . كامل آزاد كسى است كه غير از چهار صفتى كه در انسان كامل وجود دارد به چهار صفت ديگر آراسته مىشود : ترك ، عزلت ، قناعت و خمول . او با تشريح اين مقام ، يادآور مىگردد همچنان‌كه كاملانى وجود دارند كه به مقام آزاد يا حرّ نرسيده‌اند ، ممكن است افرادى به مقام آزاد مزيّن شده اما كمال حاصل نكرده باشند . او كاملان آزاد را در دو گروه چنين معرفى مىكند : « كاملان آزاد دو طايفه‌اند : چون ترك كردند و آزاد و فارغ گشتند ، دو شاخ پيدا آمد . بعضى بعد از ترك ، عزلت و قناعت و خمول اختيار كردند و بعضى بعد از ترك ، رضا و تسليم و نظاره كردن اختيار كردند . مقصود همه آزادى و فراغت بود . بعضى گفتند آزادى و فراغت ، در ترك و عزلت و قناعت و خمول است و بعضى گفتند آزادى و فراغت ، در ترك و رضا و تسليم و نظاره كردن است . اين هر دو طايفه در عالم هستند و هريك به كار خود مشغولند . 23 »