تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
احاديث ، صفات و مقامهاى مختلف انسانى را برمىشمارد 13 . نسفى متأثر از ابن عربى موجودات عالم را مظاهر صفات خداوند مىداند و از اين جهت كه صفات نور وجود بارى تعالى متعدد و بسيار است ، مظاهر متعدد نيز وجود دارد تا صفات او را آشكار سازند . همهء موجودات ، مظهر صفات او هستند و هر موجودى مظهر صفتى است اما از بين آنها دو مظهر برتر و برجسته‌تر جلوه مىكنند : يكى انسان كبير و ديگر انسان صغير . چون انسان صغير ويژگيهاى انسان كبير را يك جا در خود دارد ، كامل‌ترين مظهر صفات حق تعالى به شمار مىآيد . طبيعى است كه همهء انسانها به اين مقام نمىرسند و بين آنها تفاوت ديده مىشود . برخى ناقص و گروهى كاملند . تنها انسانى به اين جايگاه مىرسد كه به كمال دست يابد 14 .

كمال

كمال در ديدگاه نسفى دو چهره دارد : يكى كمال مراتب هستى و ديگر كمال انسان . در واقع كمال انسان نيز جزئى از كمال اول محسوب مىشود . به اعتقاد او مراتب هستى به‌طور دائم در سير و سفرند و منازل مختلف را طى مىكنند و باز به منزل اول باز مىگردند . وى از نظر اهل وحدت بيان مىكند كه مرتبهء اول اين وجود ، خاك و بعد از آن طبيعت است كه هر دو با همند و از يكديگر جدا نمىگردند و در پى رسيدن به كمالند . دو طريق براى كامل شدن خاك و طبيعت برمىشمارد : در طريق اول كه زبده و خلاصه خاك به آب و سپس به عناصر ديگر و بعد از آن به فلك قمر بدل مىگردد و اين سير تا فلك الافلاك ادامه پيدا مىكند ، كمال خاك ، رسيدن به فلك الافلاك است . در طريق دوم تشريح مىگردد كه جسم خاك بعد از تبديل به مواليد ثلاثه به شكل انسان درمىآيد و در اين طريق كمال خاك ، رسيدن به قالب آدمى است . مراتب ديگر هستى از عقول ، نفوس و طبايع ، افلاك ، انجم ، عناصر و مواليد نيز در سير و سفرند تا به غايت و كمال خويش دست يابند . از نظر نسفى نهايت هر چيز ، آن است كه آنچه در آنها بالقوه وجود دارد ، بالفعل موجود شود . انسان نيز كه يكى از مراتب هستى به شمار مىرود مانند ديگر موجودات عالم ، در پى رسيدن به كمال است . چنان‌كه پيش از اين گفته شد ، روح آدمى براى طلب