تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
روح انسانى - كه با نامهاى مختلفى چون قلب ، روح ، عقل ، روح امرى ، روح ملكى و روح قدسى ناميده مىشود - با ديگر ارواح در آن است كه آنها از عالم سفلى و آن از عالم علوى است . او بعد از بيان وجوه تسميهء نامهاى مختلف اين روح ، از نظر اهل شريعت و ديدگاههاى مختلف دربارهء روح قدسى ، اختلاف حكما و علما را در اين كه آيا اين روح در داخل بدن قرار دارد يا نه ، به تفصيل توضيح مىدهد 7 . او با طرح نظر شيخ شهاب الدين سهروردى دربارهء نفس و روح انسانى اشاره مىكند كه خداوند در آغاز ، روح خاتم‌الانبيا را آفريد و از زبده و خلاصهء او ، ارواح اولوالعزم و به همين ترتيب ارواح رسل ، انبيا ، اوليا ، اهل معرفت ، زهّاد ، عبّاد ، مؤمنان و طبايع چهارگانه را به وجود آورد و جايگاه آنها را از روح خاتم‌الانبيا تا ارواح مؤمنان - كه نه مرتبه محسوب مىشوند - در افلاك نه‌گانه قرار داد . عرش يا فلك الافلاك ، مقام روح خاتم‌الانبيا و كرسى ، مقام ارواح اولوالعزم گرديد و اين ترتيب تا فلك قمر يعنى جايگاه ارواح مؤمنان حفظ شد و طبايع چهارگانه در عالم سفلى استقرار پيدا كرد 8 . وى بعد از تشريح اختلاف اهل حكمت و تناسخ دربارهء روح انسانى ، دو حديث « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » و « انّ اللّه تعالى خلق آدم على صورته » را تفسير مىكند و نظر محققان اهل شريعت را در اين زمينه روشن مىسازد 9 . او با استناد به حديث « اوّل ما خلق اللّه روحي ثمّ خلق جميع الخلائق من روحي » به شيوه علما و حكما شرح مىدهد كه اول چيزى كه خداوند آفريد ، روح حضرت محمد ( ص ) بود و ارواح همهء انسانها را از روح او به وجود آورد . از نظر او مبدأ روح انسان ، روح پيامبر اسلام ( ص ) و مبدأ جسم انسان ، حضرت آدم ( ع ) است و به همين دليل حضرت محمد ( ص ) را ابو الارواح و حضرت آدم ( ع ) را ابو الاجساد مىنامد . از اين جهت او داستان آدم و حوّا را در آثار خويش مكرر مطرح مىكند و با بيان آراى اهل شريعت و حكمت به تأويل آن مىپردازد . به اعتقاد حكما امكان دارد كه انسان بدون پدر و مادر به وجود آيد اما لازم نيست كه اين پدر و مادر از نوع انسان باشد . آنها چهار نوع آدم و حوّا در آسمان و زمين برمىشمارند و از آدم و حوّا ، معناى گسترده‌اى در نظر مىگيرند . از نظر آنها هر چيز كه علوى و مصدر فيض باشد آدم و هر چيز نسبت سفلى داشته باشد و فيض بپذيرد ، حوّا است . نسفى دربارهء آدم و حوّا و هبوط آنها بر روى زمين نظر خاصى ارائه مىكند ؛ او آدم را عقل و حوّا را روح ، ابليس را طبيعت ،