تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
نزولى كه " نزول " ناميده مىشود و چهارده مرتبهء وجود را شامل مىگردد ، پيدايش عقول ، نفوس عشره ، طبايع و عناصر چهارگانه تشريح مىگردد و در مقابل ، ويژگيهاى سير صعودى كه " عروج " گفته مىشود و آن نيز چهارده مرتبه دارد ، بيان مىشود . زمانى دايره هستى كامل مىگردد كه نزول و عروج به‌طور كامل صورت گيرد . از نظر نسفى ، عقل ، نقطهء اول و آخر اين دايره و انسان ميوهء درخت وجود است ، زيرا انسان در آخرين حلقهء سلسله مراتب هستى قرار دارد و زمانى كامل مىشود كه به عقل دست يابد . بر خلاف نظر اخوان الصفا او به تقدم و تأخر زمانى و مكانى در اين‌باره اعتقادى ندارد و تقدم و تأخر را تنها از روى رتبه و علت معتبر مىشمارد . اين مراتب با همه تفاوت و تنوعشان كمتر از يك طرفة العين پديد مىآيند . وى كه تعابيرش از عقل اول و ديگر عقول با آراى ابن سينا موافقت دارد ، عقل اول را مظهر صفات و اسماء خدا مىداند كه لطافت و شرافت كامل دارد و عقول و نفوس ديگر به نسبت تقرّبشان به عقل اول ، لطيف و شريفند 33 . كوشش براى تطبيق نظر اهل شريعت و حكمت در اين موضوع با آيات و احاديث ، سبب گرديده تا او سيماى رنگارنگ و متنوع سيطرهء هستى - از عالم علوى تا عالم سفلى - را به روشنى و زيبايى ترسيم و تصاوير زيبا و دلنشينى از تأويل آياتى از قرآن مجيد ارائه كند 34 . به‌عنوان مثال در آيهء شريفهء
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ »
( قلم / 1 ) لوح را خاك و قلم را طبيعت تأويل مىكند كه خاك ، مبدأ عالم اجسام و طبيعت ، مبدأ عالم ملكوت به شمار مىرود . به همين دليل خاك را حوا و طبيعت را آدم تعبير مىكند 35 . همچنين وى
ن
را در اين آيهء شريفه عالم جبروت و جوهر اول را قلم و مفردات را
ما يَسْطُرُونَ
مىخواند و مفردات را نويسندگان و مركبات را كلمات خدا مىداند كه اين نويسندگان هميشه در كارند و كلمات او بىنهايت و نامكرر است .
« قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً »
( كهف / 109 ) در اين موضوع تفسير مىشود 36 .

عالم ملك ، ملكوت ، جبروت

عالم و مراتب آن يعنى ملك ، ملكوت و جبروت كه پيكرهء هستى را تشكيل مىدهند ، در آثار حكما و عرفا براى تبيين « هستىشناسى » مطرح مىشوند . در آثار