تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
لطيف‌تر از درخت باشد و از درخت هر چيز كه به ميوه نزديكتر باشد ، بالاتر و شريف‌تر و لطيف‌تر بود . 45 » نسفى اعتقاد ابو تراب را كه به‌عنوان نظر اهل وحدت مطرح كرده ، مىپذيرد و به شرح و تفصيل آن مىپردازد 46 .

عالم كبير و عالم صغير

در سلسله مراتب وجود ، انسان آخرين مرتبهء هستى به شمار مىآيد و عالم كبير در نمودارى كوچك در او جاى مىگيرد . به همين دليل انسان را عالم صغير و عالم كبير را در قياس با آدمى ، انسان كبير مىنامند . اعتقاد به اينكه طبيعت داراى وحدت است و بين انسان و طبيعت ، روابط باطنى و پنهانى وجود دارد ، سبب گرديده تا حكما بين اين دو مرتبه وجود ، تشابه برقرار كنند . اين موضوع كه نشانه‌هاى آن در عقايد يونانيان ، مسيحيان ، چينيان و هنديان قديم نيز يافت مىشود ، در مكتب فلسفى اخوان الصفا بسط پيدا مىكند و اهميّتى خاص مىيابد . توجه به اين مطلب كه بين ديگر مراتب وجود نيز شباهت يافت مىشود ، موجب شد تا يك مرتبه را رمز و نمودار مرتبهء ديگر به حساب آورند و بررسى و شناخت يك مرتبه از وجود را سبب معرفت بر ديگر مراتب هستى بدانند . از اين شيوه بيش از همه ، اسماعيليان بهره بردند و آثار آنها مملوّ از اين تشبيه‌ها و توازنهاست . از اين جهت ، علوم طبيعى قديم ، پايهء علوم ماوراى طبيعت محسوب گرديد كه بررسى و شناخت آن نقش مهمى در سير و سلوك آدمى براى رسيدن به عالم ملكوت داشت و از آن سوى ، معرفت حقيقت انسان ، سبب شناخت اسرار خلقت به شمار آمد 47 . برقرارى تشابه بين عالم صغير و عالم كبير از ميدان فكر و انديشه حكما فراتر رفت و عارفان را نيز به خود جذب كرد . اين موضوع به تفصيل و با دقت در آثار ابن عربى و شاگردان او از جمله صدر الدين قونوى تبيين شد و حتى عارفانى همچون عزيز نسفى و عبد الكريم جيلى اين عقيده را مبناى بيان حقايق عرفانى خود قرار دادند و كتابهاى خود را كه شامل بحث در تمام مراتب هستى است ، انسان كامل ناميدند 48 .