نيز برخوردار است : صورت جامعه و صورت متفرقه . علاوه بر آن هر موجود داراى صفات ، اسماء و افعال نيز هست . مرتبهء ذات ، مقامى است كه هر چيز امكان وجود داشته باشد در آن بالقوه موجود شود و مرتبه وجه ، مقامى است كه هر چيز امكان وجود داشته باشد در آن بالفعل ايجاد شود . نسفى صورت ذات را " صورت جامعه " و صورت وجه را " صورت متفرقه " مىنامد و امتداد و انبساط وجود را در اين مراتب ، مرتبهء نفس مىگويد 27 . به شيوهء معمول ، نسفى اين موضوع را نيز با مثالى زيبا روشنتر مىسازد :
« بدان كه تخم گندم چون در زمين انداختند ، آن تخم ، ذات درخت گندم است و چون درخت گندم از عالم اجمال به عالم تفصيل آيد و به نهايت خود رسد ، آن نهايت درخت گندم ، وجه درخت گندم است و مجموع هر دو مرتبه ، نفس درخت گندم است . پس درخت گندم را سه مرتبه آمد : مرتبهء ذات و مرتبهء وجه و مرتبهء نفس . چون ذات و وجه و نفس درخت گندم را دانستى ، اكنون بدان كه صورت جامعه ، صورت ذات است از جهت آنكه هر چيز كه در درخت گندم پيدا خواهد آمد از ساق و شاخ و برگ و گل و ميوه ، آن جمله در ذات درخت گندم جمعند و پوشيده و مجملند . و صورت متفرقه ، صورت وجه است از جهت آنكه هر چيز كه در ذات درخت گندم جمع بودند و پوشيده و مجمل بودند ، اكنون در مرتبهء وجه آن ظاهر شدند و متفرق و منفصل گشتند . 28 »
نسفى اين موضوع را دربارهء خداوند نيز مطرح مىكند و مىگويد خداوند نورى است كه احد حقيقى است و ذات ، وجه ، نفس ، صفات ، اسامى و افعال دارد .
صفات اين نور ، در مرتبهء ذات ، اسامى در مرتبهء وجه و افعال در مرتبهء نفس قرار دارند .
نظر او در اين مسئله با ديدگاه استادش سعد الدين حمويه مطابقت كامل دارد . او در موضوع اسم و صفت خداوند ، نظر سعد الدين و صدر الدين قونوى را مطرح و روشن مىسازد كه آراى اين دو عارف باهم اختلاف دارد . صدر الدين اسم و صفت خداوند را مترادف و داراى يك معنا مىداند و سعد الدين با اين استدلال كه خداوند حكيم ، هرگز دو لفظ نمىگويد كه يك معنا داشته باشد ، اسم و صفت را مترادف نمىشمارد . از نظر او صفت ، صلاحيت و اسم ، علامت و فعل ، خاصيّت است و صفات در مرتبهء ذات و اسامى در مرتبهء وجه و افعال در مرتبهء نفسند .
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٥٨