اما بر خلاف اهل شريعت و حكمت در يك موضوع اتفاق نظر دارند و آن اينكه وجود هميشه بوده و تا ابد نيز چنين خواهد بود 23 . نسفى براى بيان اين مطلب از مثالى يارى مىگيرد :
« آبى روان باشد و به شكل دايره بگردد و بر رهگذر اين آب چهار حوض باشد و در هر حوض مقدارى معين باشد . چون اين مقدمات معلوم كردى ، اكنون بدان كه مقدار آب كه در هر حوض باشد ، هميشه موجود بوده است و هميشه موجود خواهد بود ، اگرچه اجزاء آب دائم در حوضها مىآيند و مىروند از جهت آنكه آن مقدار از اجزاء آب كه در چهار حوض است ، هميشه موجود بوده است و خواهد بود ، اگرچه دايم روان است و اگرچه در هر چهار حوض ، منزل دارد و اگرچه در هر منزلى صورت و نام وى ديگر مىشود . 24 »
نسفى بعد از تشريح آراى اهل وحدت ، صحّت اعتقاد آنان را تاكيد مىكند و به تفسير ديدگاه و اعتقاد اهل كثرت مىپردازد و تفاوت اساسى آنان را با اهل وحدت دربارهء هستى ، اين مىداند كه اهل كثرت نتوانستند علت وضع اسماء را مشخص سازند ، به همين دليل در حجاب اسماء باقى ماندند و به شرك و سرگردانى دچار شدند . اما اهل وحدت از ظواهر گذشتند و خورشيد حقيقت را از پس ابرهاى اسماء مشاهده كردند . براى اينكه سخن او در تشريح آراى اهل وحدت با شائبهء حلول و اتحاد در نياميزد وى مكرر با ردّ و نفى ديدگاههاى اهل حلول و اتحاد به تبيين تفاوتهاى اهل وحدت با اهل حلول و اتحاد مىپردازد 25 .
چهار نظريهاى كه عزيز دربارهء وحدت وجود مطرح مىكند برخاسته از ديدگاههاى فلسفى است دربارهء وجود كه به اصالت وجود يا ماهيت اعتقاد دارند .
تبيين اين موضوع كه هريك از اين آرا با كدام يك از مشربهاى فلسفى تطبيق مىكند و نسفى خود بر كدام ديدگاه صحه مىگذارد مجالى ديگر مىطلبد .
در موضوع هستى ، نسفى نظر اهل حكمت را در مورد تقسيم ممكن الوجود به جوهر و عرض به تفصيل بيان مىكند . اين مطالب كه به آراى ابن سينا شباهت كاملى دارد ، سرانجام به بيان " ذات " ، " وجه " ، " نفس " ، " صفت " ، " اسم " و " فعل " منتهى مىشود و نظر اهل شريعت و حكمت در اين موضوع و اسماء و صفات مجازى و حقيقى تشريح مىگردد 26 . ديدگاه اهل وحدت در اينباره دربردارندهء نكتههايى است كه توسط نسفى - روان و زيبا - تبيين مىشود . به اعتقاد آنها هر چيز كه در عالم موجود است ، سه مرتبه دارد : مرتبهء ذات ، مرتبهء وجه و مرتبهء نفس و از دو صورت
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 57
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٥٧