حاصل آن را در طرحى نو و منسجم ارائه كرده است . در واقع مباحث او ، آرا و ديدگاههاى عارفان مختلف را با مشربهاى فكرى متفاوت در بر مىگيرد . حوزهء انديشهء بزرگان چون خواجه عبد اللّه انصارى ، شيخ شهاب الدين سهروردى تا ابن سبعين اندلسى و ابن عربى در آثار او انعكاس يافته است . علاوه بر جامعيتى كه آراى او در بر دارد ، تقسيمبندى وى دربارهء معتقدان به وحدت وجود ابتكارى و كاملا نو به نظر مىرسد . مىتوان گفت او اولين كسى است كه عقايد وحدت وجود را تفكيك كرده و نظاممند ساخته است 12 . وى اهل وحدت را به دو گروه : اصحاب نار و اصحاب نور تقسيم مىكند ، و هركدام از اين گروهها را نيز به زير گروههايى تقسيم مىكند و وجوه تسميهء آنان را چنين شرح مىدهد : اصحاب نار از آن جهت گفته مىشود كه هركس به اين مرتبه رسد همه خيالها و غرورها و پندارهاى او نيست مىگردد و خود او نيز از ميان برمىخيزد و اين صفت آتش است كه به هر چيز رسد ، نابود مىكند و سرانجام خود نيز خاموش مىگردد . اصحاب نور از آن وجه گفته مىشود كه هركس به اين مقام رسد ، مىداند كه زنده جاويد است و اين ويژگى نور است كه هستى مىبخشد . در كتاب بيان التنزيل وى اصحاب نار را " نافيان " و اصحاب نور را " مثبتان " مىنامد 13 . هرچند هرمان لندلت دربارهء وجه تسميهء اصحاب نار اعتقاد دارد اين موضوع يادآور آتشى است كه ابليس از آن به وجود آمده يا اشاره به آتش دوزخ است و ممكن است نسفى خود بهطور مستقل يا از طريق امام محمد غزالى از انديشههاى زرتشتى و ايرانيان پيش از اسلام نيز دربارهء آتش تأثير پذيرفته باشد ، مىتوان الهامبخش نسفى را در طرح اين اصطلاحات حديثى دانست كه عين القضاة در تمهيدات آن را نقل كرده و دربارهء آن نكات بديعى باز نموده است . اين حديث اينگونه روايت شده : « انّ اللّه تعالى خلق نورى من نور عزّته و خلق نور ابليس من نار عزّته 14 » در اين تقسيمبندى آرا ، خواجه عبد اللّه انصارى ، سهروردى و ابن سبعين در گروه اصحاب نار مطرح مىشود و آراى اصحاب نور - هرچند او با صراحت در اين زمينه سخن نمىگويد - بيشتر با آراى ابن عربى و پيروان او تطبيق مىكند 15 .
وى اعتقاد اصحاب نار را كه خود دو گروهند ، چنين تشريح مىكند : اولين گروه اصحاب نار ، اعتقاد دارند كه وجود ، يكى است و آن وجود خداست و به غير او
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٥٤