تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
همچنين يكى از رباعياتى كه به مولانا نسبت داده شده ، در انسان كامل و كشف الحقائق بيان گرديده است :
اى در طلب گره‌گشايى مرده * با وصل بزاده و ز جدايى مرده اى بر لب بحر تشنه در خواب شده * وى بر سر گنج از گدايى مرده 54
علاوه بر اين ، چند موضوع و حكايت مشابه ديگر در آثار نسفى و مثنوى به چشم مىخورد از جمله داستان رقابت چينيان و روميان در نقاشى و صورتگرى كه در دفتر اول مثنوى به نظم كشيده شده و در انسان كامل نيز بيان گرديده است 55 . همچنين داستان پيل و كوران كه در حديقة الحقيقة سنايى نقل شده و شكل دگرگون يافته و تلطيف‌شدهء آن را مولانا در مثنوى به كار برده ، در كشف الحقائق نيز روايت شده است 56 . البته به نظر مىرسد چون مولانا و نسفى هر دو از آثار امام محمد غزالى تأثير پذيرفته‌اند ، سرچشمهء اين مضامين مشترك و مشابه احياء العلوم الدين و كيمياى سعادت غزالى باشد و نسفى آنها را عينا از آثار مولانا بيان نكرده باشد . به‌ويژه در داستان پيل و كوران تفاوت بافت كلام نسفى و مولانا روشن مىسازد كه اين داستان در كشف الحقائق بايد از احياء العلوم الدين يا حديقه الحقيقة سنايى نقل شده باشد . نسفى با آثار ادبى آشنايى كافى داشته و بخصوص به ديوان شاعرانى كه مضامين عرفانى را به نظم كشيده‌اند ، توجه خاص نشان مىداده است . به همين دليل برخى از مضامين ديوان شاعران را در آثار خويش به كار گرفته است . هدايت در رياض العارفين و مجمع الفصحاء با معرفى رباعى زير از او ، يادآور مىشود كه او به سرودن شعر نيز علاقه نشان مىداد :
كس در كف ايام چو من خوار مباد * محنت زده و غريب و غمخوار مباد نه روز و نه روزگار و نه ياد و نه آل * كافر به چنين درد گرفتار مباد 57
صاحب مجالس العشاق دو بيت زير را به او نسبت مىدهد و مىنويسد در اثر آن ، بخارا توسط سواران آباغا خان ويران شد :
اى سيل فنا نام من از ياد ببر * برد از خاكم و ز بنياد ببر بر دامن او تا ننشيند گردى * از كوچه او غبارم از باد ببر 58
احتمال مىرود دو بيت زير كه در كشف الحقائق به عزيزى نسبت داده شده است و