اصلى خويش دور افتاده و خود را به دستگاههاى حاكم نزديك ساخته بودند .
داشتن ارج و قرب در خانقاهها منوط به رضايت دربار حاكم بود و البته اين كار چندان مشكل به حساب نمىآمد زيرا كافى بود فردى به مدح و ستايش حاكمان و نزديكان آنها پردازد و يكى از آثار خويش را به نام امير يا يكى از افراد با نفوذ تأليف كند و در جرگهء خاصان دربار درآيد ، همان كارى كه بسيارى پيش از او يا در دوران او انجام داده بودند و به مقام و منصبى دست يافتند . تقريبا در دوران جوانى او صاحب مرصاد العباد يعنى نجم رازى كتاب خود را به علاء الدين كيقباد سلجوقى اهدا كرد و ارج و قربى يافت و علاء الدوله سمنانى ، شيخ صفى الدين اردبيلى و برخى ديگر بهطور رسمى حقوق بگير دستگاه حاكم محسوب مىشدند 49 .
ويژگيهاى نسفى كه عالمى عامل بود چندان به مذاق گردانندگان خانقاهها خوش نيامد و درهاى خانقاه را كه دروازهء ناموس و توانگرى در آن زمان به شمار مىآمد بر روى او نگشودند .
ج ) گرايش به عقايد شيعى . تمايلات شيعى كه در آثار او متجلّى است از ديگر عللى بود كه آوارگى و گمنامى او را دامن زد . بيشتر مردم ، در ايران آن روزگار به يكى از مذاهب سنى معتقد بودند و شيعيان در مقايسه با آنان ، جمع قابل ملاحظهاى به شمار نمىآمدند . طبيعى بود افراد و آثارى كه به شيعه منسوب مىشدند با اقبال همگانى روبرو نگردند . نسفى نيز به اين دليل گويا مقبول عامه قرار نگرفت و يا در حد فضائل و شايستگيهايش ارج و قرب نيافت .
د ) نداشتن تعصب . نسفى در آثارش ، فلسفه ، شريعت و عرفان را نيز مطرح كرده است و هركدام از اين سه گروه به سبب ديدن آثار دو گروه ديگر وى را از خود نمىدانستند و به آراى او كمتر توجه مىكردند و به معرفى او نمىپرداختند .
تأثير و تأثر نسفى
در شكلگيرى شخصيت علمى و عرفانى عزيز نسفى بسيارى از پيشينيان و هم عصران او تأثير داشتند . علاوه بر سعد الدين كه استاد مسلم اوست وى از استادان ديگرى بهره برد كه از نام و نشان آنها خبرى در دست نيست . و خود دراينباره چنين مىگويد :