بدان جاست كه از رياضات و مجاهدات اهل هند تمجيد و عقايد آنان را سخنى به غايت خوب توصيف مىكند 43 . اين شيوهء تأليف كه در آن آراى و ديدگاههاى متفاوت بدون جانبدارى مطرح مىشود در بين معاصران وى و حتى پيش از او كمتر به چشم مىخورد . در اين باب با صراحت مىنويسد :
اى درويش ، سخن بىميل آن است كه هيچ قوم بايد كه عيب يكديگر نكنند و جمله يكديگر را معذور دارند ، از جهت آنكه اين وجود ، وجودى پرعظمت و پرحكمت است و هيچكس اين وجود را كما هى در نتواند يافت 44 .
با بررسى آثار نسفى ، مىتوان شخصيت او را چنين ترسيم كرد : وى نه يك صوفى است كه تنها به احوال و مقامهاى عرفانى بينديشد و سلوك پيشه كند و نه عالمى است كه به ظاهر شريعت بسنده نمايد . او حكيم و عارفى است كه بر فقه ، فلسفه ، كلام ، طب ، عرفان و ديگر علوم زمان خويش احاطه دارد و علاوه بر آن با آراى گروهها و مذاهب مختلف در شريعت ، حكمت و عرفان به نحو شايسته آشنا بوده است .
داشتن ذهنى نقاد و منطقى از ديگر ويژگيهاى شخصيت علمى و عرفانى عزيز است كه سبب گرديد ، مباحث و مطالب خود را به شكلى مناسب تنظيم و عقايد مختلف را دستهبندى كند . همين موضوع در كنار ويژگيهاى ديگر موجب شده تا آثار او براى مخاطبان جذاب و مناسب باشد . تفكيك مذاهب مختلف و تعريف او از اين مذاهب در آغاز كشف الحقائق نشان مىدهد كه او از ابتدا سعى در بازگويى عقايد مختلف در يك قالب منظم و منطقى دارد . تقسيم آراى مختلف در سه گروه اهل شريعت ، حكمت و وحدت و حفظ اين رويه در آثار وى براى آن است كه حقايق و معارف با نظم و ترتيب بدون آنكه با يكديگر درآميزند ، معرفى گردد .
توجه به نظم و ترتيب در شكلى عميقتر و گستردهتر ، در معتقدات نسفى نيز راه پيدا كرده و سبب شده او همانند بسيارى از حكما به هماهنگسازى و تطبيق كردن مراتب مختلف هستى بپردازد و هر مرتبه از وجود را با مراتب ديگر مقايسه كند و راه شناخت اسرار وجود انسان و عالم هستى را سادهتر سازد . غير از تطبيق عالم صغير با عالم كبير كه پيش از نسفى در آثار اخوان الصفا ، ابن سينا و حكماى ديگر نيز سابقه
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص١٢