تأويل تنها به نسفى منحصر نمىشود و نشانههاى اين تفكر را مىتوان در آثار بسيارى از عارفان ديگر نيز مشاهده كرد . علاوه بر اين در آثار نسفى ، دلايل قابل ملاحظهاى وجود دارد كه اسماعيلى بودن او را منتفى مىسازد از جمله اينكه وى اقوال فقها و گاه متكلمان را بهعنوان سخن اهل شريعت نقل و تأييد مىكند و آنها را اهل ظاهر نمىنامد 32 . همچنين او در آغاز كتاب كشف الحقائق بهطور ضمنى شيوهء شيعيان را در مخالفت با ابو بكر و عمر نكوهش مىكند و چنين مىگويد :
« و اهل رفض در دوستى امير المؤمنين على كرّم اللّه وجه غلو كردند و در حق صديق و فاروق طعن كردند و گفتند كه هركه بعد از محمد ( ص ) بلافصل با على بيعت نكرد و او را خليفه و امام ندانست از دايرهء ايمان بيرون رفت . 33 »
از دلايل ديگرى كه مىتوان در اين زمينه به آن اشاره كرد ، آن است كه وقتى شيخ و استاد او سعد الدين حمويه دربارهء امام زمان و قدرت و كمال او به تفصيل سخن مىگويد ، او به نشانه شك و ترديد ، بر مطالب او انگشت ابهام مىنهد . در اينباره چنين مىنويسد :
« اين بيچاره در خراسان در خدمت شيخ سعد الدين بودم و شيخ مبالغت بسيار مىكرد در حق اين صاحب زمان ، از قدرت و كمال وى ، چنانكه از فهم ما بيرون مىرفت و عقل ما به آن نمىرسيد . روزى گفتم كه يا شيخ كسى كه نيامده است ، در حق وى اين همه مبالغت كردن مصلحت نباشد . شايد كه چنين نباشد . شيخ برنجيد . 34 »
همچنين عزيز داشتن ظاهر شريعت - كه با عقايد اسماعيليه سازگارى ندارد - در آثار او مكرر سفارش و تأكيد شده است 35 .
« استاد زرينكوب دربارهء منسوب كردن او به اسماعيليه مىنويسد : « ( سخنان او ) در بعضى جزئيات يادآور قول اسماعيليه است در باب تأويل و ظهور قيامت . . . به علاوه وجود يك نسفى ديگر به نام ابو الحسن محمد بن احمد كه از داعيان قديم اسماعيلى بوده است ، سبب شده است اين صوفى عارف كبروى متمايل به ابن عربى و سعد الدين حمويى را كه با مترسّمان اهل خانقاه در عصر خويش نمىتوانسته كنار آيد ، بعضى به عمد يا اشتباه
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 9
مساهمون: عزيز الدين النسفي
ص٩