تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
« مكاشفه » كه حال « سر » و شهود تجلى ذات را « مشاهده » كه حال « روح » است . از نظر او سالك در آغاز به محاضره بعد به مكاشفه و در آخر به مشاهده مىرسد . ( براى تفصيل نگ : مصباح الهدايه ، ص 129 - 133 )
شرح
( 60 ) ص 193 ، س 9 - 10 : و اين روح كه از عالم امر است بيش از قالب . . . آفريده شده بود : برگرفته از اين حديث نبوى است : انّ اللّه تعالى خلق الارواح قبل الاجساد بألفى الف سنة اين حديث عينا يا با تغيير در منابع زير آمده است : كشف المحجوب ، ص 337 ، تمهيدات ، 151 ، مرصاد العباد ، ص 37 ، مقالات شمس ص 282 ( 61 ) ص 196 ، س 12 - 13 : به قدر آنكه معرفت روح انسانى دارند . . . : برداشتى از حديث « من عرف نفسه فقد عرف ربّه » است . نگ : ص 158 ، س 15 - 16 ( 62 ) ص 197 ، س 14 : اين روح نفسانى كه در دماغ است و به جوهر فلك نزديك . . . : نسفى در ديگر آثار خويش اين بحث را در قالب الهام و وحى مطرح مىسازد و نكته‌هاى دقيقى را بازمىنمايد . ( براى تفصيل نگ : كشف الحقائق ، ص 92 ، 93 ؛ 234 - 235 ؛ 239 - 240 ؛ 323 - 325 ؛ الهام و وحى در بحث انسان در آثار نسفى ، ص 80 - 81 همين كتاب . ) ( 63 ) ص 198 ، س 10 : بيت العتيق : بيت العتيق : « به معنى كعبه و معنى لفظى آن خانهء قديم است چرا كه كعبه اول براى عبادت آدم عليه السلام مقرر بود . بعد از طوفان نوح ، ابراهيم عليه السلام تجديد آن كردند و عتيق به معنى كريم و معزز هم آمده است يا آنكه آزاد كرده شده است از غرق طوفان يا آنكه آزاد است از دست خراب كردن ظالمان . » ( آنندراج ، غياث اللغات ) در اين متن به مفهوم عقل اول يا جوهر اول به كار رفته است . ( 64 ) ص 198 ، س 11 : بيت المعمور : بيت المعمور : « آنچه در كلام مجيد آمده كه « و البيت المعمور » مراد از آن خانه‌اى است در آسمان برابر كعبه معظمه و آن مسجد ملائكه است عليهم السلام . » ( آنندراج ) در غياث اللغات چنين تعريف شده است : « مسجدى است بر آسمان چهارم از زمرّد و ياقوت مقابل كعبه به طورى كه اگر ازآنجا چيزى بيفتد بر بام كعبه آيد و قبل از طوفان بر زمين كعبه بود و معمور از آن نام شد كه هروقت از زيارت ملائك آباد است . » عبد الكريم جيلى آن را چنين معرفى مىكند : « هو المحلّ الذى اختصّه اللّه تعالى لنفسه فرفعه عن الارض و السّماء و عمّره بالملائكة و نظيره قلب الانسان فهو محلّ الحق و لا يخلو أبدا ممّن يعمّره امّا روح الهىّ قدسىّ أو ملكىّ أو