تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
آيد اندر آن تجويف جمع شود لكن اندر همه رگهاى او پراكنده است و كيلوس بدين رگها اندر آيد تا همچنان باشد كه همهء اجزاى كيلوس ملاقى همه اجزاى جگر شدست تا قوت و حرارت جگر همهء اجزاى كيلوس را از حال بگرداند و خون گرداند . » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 1 ، ص 183 ) همچنين نگ : اغراض الطبيه ، ص 90 - 91 ؛ هداية المتعلمين ، ص 27 ؛ 90 ، 91 ، 92 كيموس : « از يونانى
somux
به معنى سيال و عصاره و در طب استحاله طعام است در معده بعد از هضم به جوهر ديگرى كه ماده‌اى غليظ مايل به رنگ زرد باشد . » ( حاشيه برهان قاطع ) در اصطلاح اطبا اولين طبخ غذا را در معده كيلوس و دومين طبخ غذا را در جگر كيموس گويند . ( برهان قاطع )
شرح
( 70 ) ص 201 ، س 1 : ماساريقا : « اخوينى » ماساريقا را چنين معرفى مىكند : « و ميان جگر و معده و امعا جوفى و راهگذرى نيست ظاهر و لكن اندامى آفريده است ايزد سبحانه نام وى به زمان يونانى « ماساريقا » و اين اندام بعدد بسيارند بر مثال ريسمانهاى باريك بىجوفى ظاهر از جگر رسته و به روذكانيها پيوسته . ماساريقا بر شبه رگهاست و لكن مجوّف نبود و مصمت است و بسيارند اين پيوندها اعنى ماساريقا لختى به اصل معده آيد و لختى به روذكانى و اين ماساريقا هرچند سوى جگر نزديكتر شوند بسيار ازيشان يكى مىگردند تا آنگاه كه همه يكى رگ شود نام او قناة الكبد . » ( هداية المتعلمين ، ص 27 ، 90 - 91 ) جرجانى مىنويسد : « آلت وى ( جگر ) اندر كشيدن كيلوس ماساريقاست كه از جانب مقعر رستست و اين ماساريقا را باب گويند . » ( ذخيرهء خوارزمشاهى ، ج 1 ، ص 183 ) ( 71 ) ص 201 ، س 5 : آورده : آورده : ج وريد است و سياهرگها را گويند . ( 72 ) ص 203 ، س 9 : به نزديك اطبا حواس باطن سه بيش نيست : اين موضوع را در كشف الحقائق تشريح مىكند و مىنويسد انگيزهء او براى تحصيل در طب و معالجهء بيماران به اين علت بود كه دريابد آيا نظر اطبّا در اين باب درست است يا نه ؟ ( نگ : كشف الحقائق ، ص 89 ) ( 73 ) ص 205 ، س 12 : انسان كامل : نسفى انسان كامل را كسى مىداند كه چهار چيز در او به كمال باشد : اقوال نيك ، افعال نيك ، اخلاق نيك و معارف . او نامهاى انسان كامل را متعدد معرفى مىكند : شيخ ، پيشوا ،
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 272 | عزيز الدين النسفي / سيد على اصغر مير باقرى فرد