شيطانىّ أو نفسانىّ » ( انسان كامل ، ج 1 ، ص 88 به نقل از معجم المصطلحات الصوفية )
عزيز نسفى از آن عقل اول يا جوهر اول اراده كرده است .
شرح
( 65 ) ص 198 س 11 : بيت المقدس :
بيت المقدس : « قبلهء يهود و نصارى » ( آنندراج ) « مسجدى است در ملك شام كه حضرت داود عليه السلام آن را بنا نهاده و حضرت سليمان عليه السلام آن را به اتمام رسانده و قبله اكثر انبيا همان بوده است . » ( غياث اللغات ) تهانوى مىنويسد : « قبلهء امتهاى پيشينيان و در اصطلاح صوفيه دلى را گويند كه پاك باشد از لوث غيرى » ( كشاف ، ص 111 ) « هو القلب الطاهر من التعلق بالغير » ( معجم المصطلحات الصوفية ) در اين متن نسفى آن را در مفهوم عقل اول يا جوهر اول به كار برده است .
( 66 ) ص 198 ، س 12 : بيت اللّه :
از اين اصطلاح نيز ارادهء عقل اول كرده است .
( 67 ) ص 198 ، س 16 : انبيا فرمودهاند كه اول چيزى كه خداوند تعالى بيافريد . . . :
به احاديث اوائل مربوط است : نگ : ص 174 ، س 4 - 5
( 68 ) ص 200 ، س 5 : جاذبه و ماسكه :
در ذخيره خوارزمشاهى آمده است : « جرم معده دو طبقه است و ليفهاى طبقهء اندرونين بعضى از دراز است از بهر آنكه قوت جاذبه اندر ليف درازايى است و نخستين كار معده جذب است . . . و بعضى از ليفهاى اين طبقه به وريب نهادهست و قوت ماسكه اندر ليفها مورب است و اولىتر آن بود كه آلت امساك به آلت جذب آميخته باشد از بهر آنكه كار دوم از كارهاى معده امساك است تا هرچه قوت جاذبه جذب كند ، ماسكه آن را بستاند و نگاه دارد . » ( ذخيره خوارزمشاهى ، ج 1 ، ص 180 ) جرجانى در ديگر كتاب خويش يعنى الاغراض الطبية و المباحث العلائية همين موضوع را به تفصيل بيان مىكند و مىنويسد « قوت ماسكه به همهء اندامها از اين ليف مورب است . » ( نگ : اغراض الطبيه ، ص 89 )
( 69 ) ص 200 ، س 16 : كيلوس . . . كيموس :
كيلوس « از يونانىsoluxبه معنى عصاره و مايع » ( حاشيه برهان قاطع ) غذا وقتى در معده و امعاء باشد كيلوس خوانده مىشود . اين غذا وقتى از معده بهوسيله ماساريقا به جگر مىرسد به خون تبديل مىشود . جرجانى در اينباره مىنويسد : « جگر عضوى است كه كيلوس اندر وى خون شود . اندر جگر تجويفى فراخ نيست كه كيلوس كه از معده به وى اندر