تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
در بحرآباد خراسان بر سر تربت سعد الدين حمويه و رساله سوم را در كرمان و رسالهء چهارم را در سال 680 ه . ق در شيراز نوشته است 17 . او همچنين اشاره مىكند كه رسالهء بيست و دوم و رساله‌هاى اضافى اول و دوم را كه در كتاب انسان كامل يافت مىشود ، در اصفهان تأليف كرده است 18 . از قرائن چنين برمىآيد كه نسفى اواخر عمر خود را در ابرقو سپرى كرده و در صد سالگى يعنى در سالهاى آخر قرن هفتم هجرى دار فانى را وداع گفته است . گفتار تذكره‌نويسان دربارهء تاريخ مرگ او پريشان است . صاحب مجالس العشاق تاريخ وفات او را 616 و 661 ه . ق و مؤلف رياض العارفين و مجمع الفصحاء 616 ه . ق مىداند . در ريحانة الادب نيز سال 616 ه . ق و در معجم المؤلفين 686 ه . ق به‌عنوان سال وفات او ذكر شده است . نظر ديگران نيز در اين‌باره متفاوت و سالهاى 616 ه . ق و 686 ه . ق سال وفات وى معرفى شده است 19 . به احتمال زياد عزيز نسفى حد اقل تا سال 691 ه . ق در ابرقو در قيد حيات بوده ، زيرا در فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى احمد منزوى رساله‌اى با عنوان معرفت انسان به نام او معرفى شده كه در مجموعهء رساله‌هاى او با نام انسان كامل از ص 15 - 35 چاپ گرديده و در آن تصريح شده كه اين رساله در رمضان 691 ه . ق . در كوه ابرقو نوشته شده است 20 . در بين تذكره‌هاى عرفانى ، مؤلف نفحات الانس از او نامى به ميان نياورده است . هرمان لندلت « 1 » اعتقاد دارد كه مسكوت ماندن احوال و زندگى نسفى در نفحات الانس نه به اين سبب است كه جامى او را نمىشناخته ، بلكه بيشتر از آن جهت است كه آرا و ديدگاههاى عزيز چندان براى جامى خوشايند نبوده است 21 .

جايگاه نسفى در عرفان قرن هفتم

پيش از اين گفته شد ، كه انديشه‌ها و مباحث عرفانى در قرن هفتم هجرى صبغهء فلسفى يافت و اصطلاحات و مسائل فلسفه و كلام در آن راه پيدا كرد ، در نتيجه مبانى عرفان از عمق و گستردگى بيشترى برخوردار شد . براى ترسيم سيماى روشن
هامش
( 1 )tlodnaL nnamreH-
بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 5 | عزيز الدين النسفي / سيد على اصغر مير باقرى فرد