تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان التنزيل ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
عرفانى او مىپردازد و در مواضعى كه عقايد سعد الدين با ديگران اختلاف پيدا مىكند ، بر آراى او مهر تأييد مىزند . مثلا دربارهء صفت و اسم خدا اختلاف سعد الدين را با صدر الدين قونوى تشريح و صحت ديدگاه سعد الدين را تأييد مىكند 12 . به‌ويژه او در باب ولايت و نبوت و مباحث متنوعى كه دربارهء نبى و ولى مطرح مىشود به ديدگاههاى سعد الدين توجه خاص دارد و به تفصيل و با اشتياق آراى او را شرح مىدهد 13 . نسفى ، بعد از مرگ سعد الدين به بخارا بازگشت و به تصريح خود اولين رساله از كتاب انسان كامل را در سال 660 ه . ق در آنجا نوشت 14 . اقامت او در بخارا تا سال 671 ه . ق يعنى تا حدود هفتاد سالگى ادامه پيدا كرد و در اين سال مجبور به مهاجرت شد . وى در مقدمهء كشف الحقائق مىنويسد : « بدان كه درخواست درويشان در سنه احدى و سبعين و ستمائة بود و در آن سال لشكر كفار به ماوراءالنّهر آمدند و ولايت را خراب كردند و اين بيچاره در آن تاريخ در شهر بخارا بود و با جماعت درويشان بامداد روز جمعه اول ماه رجب سنهء مذكور پيش از رسيدن لشكر كفار به شهر بخارا و به قتل و غارت مشغول شدن ، بدين سبب از شهر بيرون آمديم يا خود چنين گوى كه بيرون آوردند و از آب خراسان گذشتيم و به شهرهاى خراسان رسيديم و از آن مدت باز هر روز به موضعى و هر شب به جايى بوديم . 15 » اين واقعه گويا اشاره دارد به هجوم آق‌بك به بخارا كه به فرمان آباغا خان ايلخان مغول در همين تاريخ انجام گرفت . و طبق گفتهء جامع التواريخ مردم بخارا به طرز فجيعى قتل عام شدند و مدارس آنجا از جمله مدرسهء بزرگ و معظم مسعود بيك ويران شد و شهر تخريب گرديد ، چنان‌كه مدت هفت سال هيچ جانورى در آن حوالى وجود نداشت 16 . او بعد از ترك بخارا سفرى طولانى در پيش گرفت كه بازگشتى نداشت . دقيقا نمىتوان خط سير او را در اين سفر مشخص كرد اما از گفتار او برمىآيد كه وى از بخارا به سوى خراسان حركت كرد ، و سفر خويش را به سوى جنوب ادامه داد و بعد از عبور از شهرهاى كرمان ، اصفهان و شيراز ، در ابرقو ماندگار شد . او حتى روشن مىسازد كه برخى از رساله‌هاى خود را در كدام شهر نوشته است . نسفى بنا به گفته خود ، رسالهء دوم كتاب انسان كامل را پيش از سال 675 ه . ق